Masnavi M5:542 — بخش ۲۶ - قصهٔ آن حکیم کی دید طاوسی را کی پر زیبای خود را می‌کند به منقار و می‌انداخت و تن خود را کل و زشت می‌کرد از تعجب پرسید کی دریغت نمی‌آید گفت می‌آید اما پیش من جان از پر عزیزتر است و این پر عدوی جان منست — ای بسا نازا که گردد آن گناه / افکند مر بنده را از چشم شاه

دفتر ۵  ·  بیت ۵۴۲  ·  M5:542

ای بسا نازا که گردد آن گناه افکند مر بنده را از چشم شاه
❋ ❋ ❋

No commentary yet

This beyt has no recorded commentary from any source on this server yet. The corpus is the canonical text; commentary is added incrementally as primary sources are processed. If you would like commentary added for this beyt, see the sources page.