پڑھیے› دفتر ۶› پرندے کا اپنی گرفتاری کو دام میں زاہد کے فعل، مکر اور فریب سے منسوب کرنا اور زاہد کا پرندے کو جواب دینا› بیت ۵۵۷
M6:557 — گفت آن مرغ این سزای او بود / که فسون زاهدان را بشنود
M6:557
معنی و شرح · به زبانِ تو — آپ کی زبان · AI
پرندهای که در دام زاهدی ریاکار گرفتار شده، خود را سرزنش میکند و میگوید سزای کسی که فریب ظاهرِ پرهیزکاران را میخورد، همین است.
این بیت، نقطهی آغاز یک گفتگوی درونی و سپس بیرونی دربارهی ریاکاری و تضادهای روحی است. پرندهای در دام یک زاهد افتاده و با تلخی به خود میگوید که گرفتاریاش نتیجهی سادهلوحی خودش بوده است؛ او فریب «افسون» یا همان وردها و ظواهر فریبندهی زاهد را خورده است. در نگاه اول، به نظر میرسد که داستان، نقدی بر زاهدان ریاکار است که از دین به عنوان دامی برای دیگران استفاده میکنند.
اما مولانا بلافاصله داستان را پیچیدهتر میکند. زاهد که این سرزنش را میشنود، به جای دفاع از خود، با پرنده همصدا میشود و سپس نوحهای بسیار عمیقتر و دردناکتر در باب ریاکاری و تضادهای درونی خودش آغاز میکند. او خود را بدتر از هر گناهکار دیگری میداند و از دست خود به خدا پناه میبرد.
بنابراین، این بیت فقط یک گلهی ساده از یک فریبخورده نیست، بلکه مقدمهای است برای ورود به یکی از مضامین اصلی مثنوی: نقد ریاکاری نه فقط به عنوان یک پدیدهی اجتماعی، بلکه به عنوان یک کشمکش درونی در وجود هر سالک. پرنده قربانی یک دام بیرونی است، اما زاهد قربانی دام درونی نفس خویش است و درد او بسیار بزرگتر است. مولانا از زبان پرنده، نقدی رایج را مطرح میکند تا سپس آن را به سطحی عمیقتر از خودشناسی و اعتراف به ضعفهای انسانی ببرد.
- سزا
- جزای عمل، کیفر یا پاداش درخور
- فسون
- افسون، ورد، کلام فریبنده، حیله و مکر
- زاهدان
- جمع زاهد، پرهیزکاران، پارسایان (در اینجا با بار معنایی منفی و کنایه به ریاکاری)
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.