Masnavi M6:616 — بخش ۱۷ - حکایت آن عاشق کی شب بیامد بر امید وعدهٔ معشوق بدان وثاقی کی اشارت کرده بود و بعضی از شب منتظر ماند و خوابش بربود معشوق آمد بهر انجاز وعده او را خفته یافت جیبش پر جوز کرد و او را خفته گذاشت و بازگشت — هین گلوی صبر می گیر و فشار / تا خنک گردد دل عشق ای سوار

دفتر ۶  ·  بیت ۶۱۶  ·  M6:616

هین گلوی صبر می گیر و فشار تا خنک گردد دل عشق ای سوار
❋ ❋ ❋

No commentary yet

This beyt has no recorded commentary from any source on this server yet. The corpus is the canonical text; commentary is added incrementally as primary sources are processed. If you would like commentary added for this beyt, see the sources page.