Masnavi M6:627 — بخش ۱۷ - حکایت آن عاشق کی شب بیامد بر امید وعدهٔ معشوق بدان وثاقی کی اشارت کرده بود و بعضی از شب منتظر ماند و خوابش بربود معشوق آمد بهر انجاز وعده او را خفته یافت جیبش پر جوز کرد و او را خفته گذاشت و بازگشت — ای مزوّر چشم بگشای و ببین / چند گویی می‌ندانم آن و این

دفتر ۶  ·  بیت ۶۲۷  ·  M6:627

ای مزوّر چشم بگشای و ببین چند گویی می‌ندانم آن و این
❋ ❋ ❋

No commentary yet

This beyt has no recorded commentary from any source on this server yet. The corpus is the canonical text; commentary is added incrementally as primary sources are processed. If you would like commentary added for this beyt, see the sources page.