पढ़िए› दफ़्तर 6› एक लापरवाह आदमी की उपमा जो अपनी उम्र बर्बाद करता है और मरने के समय उस तंग हालात में तौबा और इस्तग़फ़ार करने लगता है, जैसे हलबी शिया हर साल आशूरा के दिनों में अंताकिया के दरवाज़े पर मातम करते हैं और एक अजनबी कवि सफ़र से आकर पूछता है कि 'यह चीख-पुकार किस मातम की है'› शेर 789
M6:789 — آن یکی گفتش که هی دیوانهای / تو نهای شیعه عدوّ خانهای
M6:789
अर्थ · به زبانِ تو — आपकी भाषा · AI
یکی از عزاداران با شنیدن حرفهای شاعر، با حیرت و خشم به او میگوید که تو نه تنها شیعه نیستی، بلکه حتماً از دشمنان اهل بیت هستی که از چنین مصیبت بزرگی بیخبری.
در این داستان، مولوی صحنهی عزاداری شیعیان حلب در روز عاشورا را توصیف میکند. شاعری غریب و از همهجا بیخبر به شهر میرسد و با دیدن غوغای ماتم، گمان میکند که بزرگ یا امیری درگذشته است. او که به دنبال کسب درآمد است، از عزاداران نام و نشان متوفی را میپرسد تا برایش مرثیهای بسراید و پولی بگیرد.
این بیت، واکنش تند یکی از عزاداران به این درخواست است. برای آن مرد، ندانستن اینکه این ماتم برای کیست، آن هم در روز عاشورا، نشانهی جهالتی عمیق و непростительное است. او بلافاصله نتیجه میگیرد که این شاعر نه تنها از مذهب آنها (تشیع) نیست، بلکه باید از «دشمنان خاندان» پیامبر باشد. این واکنش، شدت و عمق احساسات مذهبی و هویت جمعی عزاداران را نشان میدهد و تضاد میان نگاه کاسبکارانهی شاعر و ایمان پرشور سوگواران را برجسته میکند. مولوی از این صحنه به عنوان مقدمهای برای بحث دربارهی تفاوت میان صورت و معنا، و تقلید کورکورانه در برابر درک حقیقی استفاده میکند.
- هی
- حرف ندا برای هشدار یا خطاب تحقیرآمیز؛ ای
- شیعه
- پیرو، در اینجا مشخصاً به پیروان امام علی و خاندان پیامبر اسلام اشاره دارد
- عدوّ
- دشمن
- خانهای
- منسوب به خانه؛ در اینجا منظور «خاندان پیامبر» یا اهل بیت است
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.