পড়ুন দফতর ১ মুদি দোকানদার ও টিয়ার গল্প এবং টিয়ার দোকানে তেল ছড়িয়ে দেওয়া দ্বিপদী ২৮১

M1:281 — ساحرانِ موسی از استیزه را / برگرفته چون عصای او عصا

ساحرانِ موسی از استیزه رابرگرفته چون عصای او عصا
✦ এই বয়াতটি বাংলা ভাষায় রেন্ডার করুন

M1:281

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — তাঁর রেকর্ড করা মসনবী বক্তৃতা থেকে

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: ساحران فرعون، از سر ستیزه و مقابله، عصاهایی برگرفتند که از نظر ظاهری شبیه عصای موسی بود. معنا: این بیت به اقدام ساحران در برابر معجزهٔ موسی اشاره دارد؛ آن‌ها عصاهایی آوردند که در ظاهر شبیه عصای پیامبر بود، اما در باطن، اثری از حقیقت نداشت.

شرح

این بیتِ مثنوی، دریچه‌ای است به یکی از ژرف‌ترین آموزه‌های مولانا و در حقیقت، عرفان ایرانی: تفاوت اساسی میان ظاهر و باطن. مولانا در اینجا به داستان موسی و ساحران می‌پردازد. ساحران فرعون، وقتی معجزهٔ موسی را دیدند، عصاهایی را برگرفتند که در نگاه اول، شبیه به عصای موسی بود. اما همین «شبیه بودن» است که کانونِ تأمل مولوی می‌شود.

من بارها گفته‌ام که مولانا به «شکل» اهمیت نمی‌دهد، بلکه تمام همّ او بر «فحوا» و «روح» است. کلماتی یکسان، رفتارهایی مشابه، اما انگیزه‌ها و نتایجی کاملاً متضاد. ساحران عصا را «چون» عصای موسی برگرفتند؛ یعنی تنها از جهتِ صورت، شباهتی وجود داشت. اما در پشت این ظاهر، ستیزه‌جویی، انکار و رقابت با حقیقت نهفته بود، نه فرمانبرداری و پذیرش امر الهی. عصای موسی معجزه بود، یعنی کلامِ خدا که به صورتِ فعل درآمده بود؛ اما عصای ساحران، سحر بود، یعنی تقلیدی بی‌جان از این کلام.

مولانا بلافاصله پس از این بیت، همین معنا را با مثال‌های دیگری بسط می‌دهد و آن را به یک اصل کلی در فهم انسان و جهان بدل می‌کند. او فرعون را فیلسوفی می‌خواند که «عقل او از برج وهمی در خسوف» بود. فرعون «انا الحق» گفت و منصور حلاج نیز «انا الحق» گفت. اما یکی مایهٔ لعنت شد و دیگری مایهٔ رحمت. چرا؟ چون «ظاهر این دو کلام یکی بود، اما باطن این دو کلام بسیار فرق داشت.» فرعون از سر تفرعن و خودبینی گفت، در حالی که حلاج از سر اضمحلال و فنا در ذات الهی سخن راند. ظاهرِ کلام یکی است، اما «برخاسته از دو تجربهٔ بسیار متفاوت.»

همین‌طور است داستان مؤمن و منافق. هر دو ممکن است در یک صف نماز بایستند، رکوع و سجود کنند و حتی روزه بگیرند و حج به‌جا آورند. اما همان‌گونه که مولانا می‌فرماید، یکی «از پی استیزه آید نی نیاز»، و دیگری از روی نیاز و اطاعت. ظاهر عمل یکی است، اما نیت، باطن، و روحِ عمل، کاملاً متفاوت. اینجاست که مولانا می‌گوید: «لعنت‌الله این عمل را در قفا / رحمت‌الله آن عمل را در وفا». آن عملی که ریشه‌اش در ستیزه و کینه است، حتی اگر شبیه عمل خیر باشد، لعنت به دنبال دارد. اما عملی که از وفا و فرمانبرداری و عشق برمی‌خیزد، رحمت می‌آورد.

پس، این بیت نه فقط دربارهٔ سحر و معجزه، که دربارهٔ شمه‌ای از تمام واقعیتِ وجودی ماست. ما انسان‌ها نیز باید اهل «سیرت‌بینی» باشیم، نه صرفاً «صورت‌بینی». فرق ما با بوزینه‌ای که حرکات انسان را تقلید می‌کند، در همین است که بوزینه «فرق را کی داند این استیزه‌رو». ظاهر را می‌بیند، اما از عمق و معنای درونی غافل است. این هشداری است از مولانا که فریب شباهت‌های ظاهری را نخوریم و همواره چشم بر حقیقتِ نهان بگشاییم.

نکات کلیدی

  • ظاهر و باطن اعمال انسان‌ها می‌توانند کاملاً متفاوت باشند، حتی اگر در قیاس شبیه به نظر آیند.
  • تفاوت اساسی نه در صورت عمل، که در سیرت و نیت فاعل آن نهفته است.
  • معجزات الهی و سحر ساحران، گرچه ظاهری مشابه دارند، از دو سرچشمهٔ متضاد برمی‌خیزند: یکی از امر و اطاعت، دیگری از ستیزه و تقلید.
  • این بیت هشداری است در برابر ظاهربینی و لزوم بصیرت برای درک حقیقت اعمال و انسان‌ها.
  • ادعای اناالحق فرعون و حلاج، نمونه‌ای بارز از این تفاوتِ صورت و سیرت است که یکی لعنت و دیگری رحمت به بار آورد.
  • سحر تنها می‌تواند تقلیدی از معجزه باشد، نه هم‌وزن و هم‌شأن آن، زیرا از حقیقت تهی است.

Sources: d1-s23 · 02:51:29 d1-s23 · 01:14:57 d1-s23 · 03:32:00 d1-s22 · 53:30:40

به زبانِ تو — আপনার ভাষা · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.