পড়ুন দফতর ১ সর্বাবস্থায় শিষ্টাচার বজায় রাখার জন্য আল্লাহ তা'আলার কাছে প্রার্থনা এবং অশিষ্টাচারের ভয়াবহ ক্ষতির বর্ণনা দ্বিপদী ৮৭

M1:87 — بدگمانی کردن و حرص‌آوری / کفر باشد پیش خوان مهتری

بدگمانی کردن و حرص‌آوریکفر باشد پیش خوان مهتری
✦ এই বয়াতটি বাংলা ভাষায় রেন্ডার করুন

M1:87

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — তাঁর রেকর্ড করা মসনবী বক্তৃতা থেকে

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: بدگمانی ورزیدن و حرص‌آلود بودن، در پیشگاه سفرهٔ بخشش و کرم پروردگارِ بزرگ، کفر و ناسپاسی است. معنا: این بیت بیان می‌دارد که اگر کسی به سخاوت و لطف بی‌کران خداوند بدگمان باشد یا در استفاده از نعمات او حرص بورزد، در حقیقت نسبت به ذات کریم الهی کفر ورزیده و ناسپاسی کرده است.

شرح

در این بیت، مولانا بر یک نکتهٔ کانونی در فهم رابطهٔ ما با خداوند تأکید می‌ورزد: ادب. ادبی که در اینجا نه صرفاً احترام ظاهری، بلکه درکی عمیق از ماهیت سخاوت و بی‌نیازی الهی است. من معتقدم که مولانا در اینجا به داستان‌هایی که در متون دینی ما آمده، اشاره دارد؛ داستان مائدهٔ آسمانی برای بنی‌اسرائیل و سپس برای حواریون عیسی. مردم موسی (ع) با اینکه از منّ و سلوا سیراب می‌شدند، از روی حرص و بدگمانی، خواهان سیر و عدس و پیاز شدند. این بی‌ادبی موجب قطع آن نعمت و تحمل رنجِ کشت و زرع شد. بعدها، وقتی عیسی (ع) برای حواریون خویش مائده طلبید و آن هم نازل شد، ایشان به جای قناعت و شکر، مانند گدایان حرص ورزیدند و باقی‌ماندهٔ غذاها را برداشتند؛ با این گمان که مبادا این نعمت ادامه پیدا نکند. عیسی (ع) آن‌ها را متذکر شد که این نعمت دائم است و هرگز کاستی نمی‌گیرد. اینجاست که مولانا با قاطعیت می‌فرماید: بدگمانی به دوام رحمت حق و حرص‌ورزی برای انباشتن، خود کفر است در برابر خوانِ گستردهٔ خداوندی.

من این را صددرصد نوعی کفر معرفتی و عملی می‌دانم. کفر در اینجا صرفاً انکار وجود خدا نیست، بلکه انکار صفات اوست؛ انکار صفت رزاقیت بی‌نهایت و رحمانیت بی‌کران. این بدگمانی و حرص، آن درِ رحمت را بر انسان می‌بندد. این همان نگاهی است که مولانا در جای دیگر بیان می‌کند که: «زانکه دارایان نادیده ز آز / آن در رحمت بر ایشان شد فراز». این آزی که از بدگمانی برمی‌خیزد، چشم ما را بر روی حقایق می‌بندد و ما را از لطف بی‌منت حق محروم می‌کند.

مولانا قصه را گسترش می‌دهد و نشان می‌دهد که این بی‌ادبی، پیامدهای عالم‌گیر دارد. او مثال می‌آورد که چگونه منع زکات به خشکسالی می‌انجامد و زنا موجب شیوع وبا و بیماری می‌شود. این دیدگاه، پیوندی عمیق میان کنش‌های اخلاقی و معنوی انسان با نظم عالم هستی برقرار می‌کند. من همیشه گفته‌ام که مولانا جهان را ناقص و کج نمی‌بیند، بلکه آن را کامل و بی‌عیب می‌انگارد. بنابراین، هر غم و ظلمتی که بر ما حادث می‌شود، ناشی از بدفهمی و گستاخی خودِ ماست، نه نقص در معماری هستی. اینجاست که مولانا از حافظ متمایز می‌شود؛ حافظ گاهی جهان را نیازمند ساختاری نو می‌داند و «عالمی از نو بباید ساخت»؛ اما مولانا، نقص را در نگاه و عملکرد ما می‌بیند، نه در خودِ جهان.

این بیت، دعوتی است به اعتماد و توکل مطلق بر خالقی که خوانِ کرمش همواره گسترده است. این بی‌باکی و گستاخی که مولانا بر آن انگشت می‌نهد، نه فقط در برابر خداوند، که در برابر هر صاحب بزرگی مذموم است. اما در پیشگاه خداوندِ مهتر، این بی‌ادبی به درجهٔ کفر می‌رسد؛ زیرا ریشه در انکار صفت اصلی او، یعنی غنا و کرم مطلق دارد.

نکات کلیدی

  • ادب و سپاسگزاری در برابر خداوند، اساس بهره‌مندی دائمی از نعمت‌ها و برکات الهی است.
  • بدگمانی به سخاوت بی‌کران الهی و حرص‌ورزی در مقابل خوانِ او، خود کفران نعمت و نوعی کفر معرفتی است.
  • مواهب الهی، دائمی و بی‌پایان‌اند؛ گمان به محدودیت یا پایان آن‌ها، نشانهٔ سوءفهم ما از غنای حق است.
  • بی‌ادبی، چه در عرصهٔ معنوی و چه در رعایت احکام شریعت، پیامدهای ناگوار دنیوی و اخروی را در پی دارد.
  • مولانا جهان را کامل می‌داند؛ هر نقص و غم که بر ما وارد می‌شود، ناشی از گستاخی و سوءرفتار خودِ ماست، نه عیب در آفرینش.
  • اعتماد و توکل مطلق بر خداوندِ رزاق، کلید گشودن درهای رحمت و رهایی از بند حرص و بدگمانی است.

Sources: d1-s16 · 00:00:07 d1-s16 · 00:21:50 d1-s16 · 22:43:00 d1-s16 · 37:23:00

به زبانِ تو — আপনার ভাষা · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.