দিওয়ান-এ শামস গজল ৭৭৯ শের ১১ ← পূর্ববর্তী · পরবর্তী →

দিওয়ান-এ শামস · غزل شمارهٔ ۷۷۹

  1. خون ما در تن ما آب حیاتست و خوش است چون برون آید از جای ببینش همه ارد

G779:11

আপনার ভাষা

আপনার ভাষায় এখনো কোনো অর্থ তৈরি হয়নি — এটি পুরো গজলের জন্য একবারে তৈরি হয়:

এই শের-এর ব্যাখ্যা

এখনো লেখা হয়নি — এই গজলের পরিপ্রেক্ষিতে শেরটির একটি নিবিড় পাঠ:

সম্পূর্ণ গজল ↗

  1. 1 همه خفتند و من دلشده را خواب نبرد·همه شب دیده من بر فلک استاره شمرد
  2. 2 خوابم از دیده چنان رفت که هرگز ناید·خواب من زهر فراق تو بنوشید و بمرد
  3. 3 چه شود گر ز ملاقات دوایی سازی·خسته‌ای را که دل و دیده به دست تو سپرد
  4. 4 نه به یک بار نشاید در احسان بستن·صافی ار می‌ندهی کم ز یکی جرعه درد
  5. 5 همه انواع خوشی حق به یکی حجره نهاد·هیچ کس بی‌تو در آن حجره ره راست نبرد
  6. 6 گر شدم خاک ره عشق مرا خرد مبین·آنک کوبد در وصل تو کجا باشد خرد
  7. 7 آستینم ز گهرهای نهانی پر دار·آستینی که بسی اشک از این دیده سترد
  8. 8 شحنه عشق چو افشرد کسی را شب تار·ماهت اندر بر سیمینش به رحمت بفشرد
  9. 9 دل آواره اگر از کرمت بازآید·قصه شب بود و قرص مه و اشتر و کرد
  10. 10 این جمادات ز آغاز نه آبی بودند·سرد سیرست جهان آمد و یک یک بفسرد
  11. 11 خون ما در تن ما آب حیاتست و خوش است·چون برون آید از جای ببینش همه ارد
  12. 12 مفسران آب سخن را و از آن چشمه میار·تا وی اطلس بود آن سوی و در این جانب برد

ganjoor: sh779 · public domain