পড়ুন দফতর ২ বিভাগ ৬ ← পূর্ববর্তী · পরবর্তী →

بخش ۶ - حکایت مشورت کردن خدای تعالی در ایجاد خلق

সৃষ্টিকর্তার সৃষ্টি সম্পর্কে পরামর্শ করার গল্প

  1. M2:171 مشورت می‌رفت در ایجاد خلقجانشان در بحر قدرت تا به حلق
  2. M2:172 چون ملایک مانع آن می‌شدندبر ملایک خفیه خنبک می‌زدند
  3. M2:173 مطلع بر نقش هر که هست شدپیش از آن کین نفس کل پابست شد
  4. M2:174 پیشتر ز افلاک کیوان دیده‌اندپیشتر از دانه‌ها نان دیده‌اند
  5. M2:175 بی دماغ و دل پر از فکرت بدندبی سپاه و جنگ بر نصرت زدند
  6. M2:176 آن عیان نسبت بایشان فکرتستورنه خود نسبت بدوران رؤیتست
  7. M2:177 فکرت از ماضی و مستقبل بودچون ازین دو رست مشکل حل شود
  8. M2:178 دیده چون بی‌کیف هر باکیف رادیده پیش از کان صحیح و زیف را
  9. M2:179 پیشتر از خلقت انگورهاخورده میها و نموده شورها
  10. M2:180 در تموز گرم می‌بینند دیدر شعاع شمس می‌بینند فی
  11. M2:181 در دل انگور می را دیده‌انددر فنای محض شی را دیده‌اند
  12. M2:182 آسمان در دور ایشان جرعه‌نوشآفتاب از جودشان زربفت‌پوش
  13. M2:183 چون ازیشان مجتمع بینی دو یارهم یکی باشند و هم ششصد هزار
  14. M2:184 بر مثال موجها اعدادشاندر عدد آورده باشد بادشان
  15. M2:185 مفترق شد آفتاب جانهادر درون روزن ابدان ما
  16. M2:186 چون نظر در قرص داری خود یکیستوانک شد محجوب ابدان در شکیست
  17. M2:187 تفرقه در روح حیوانی بودنفس واحد روح انسانی بود
  18. M2:188 چونک حق رش علیهم نورهمفترق هرگز نگردد نور او
  19. M2:189 یک زمان بگذار ای همره ملالتا بگویم وصف خالی زان جمال
  20. M2:190 در بیان ناید جمال حال اوهر دو عالم چیست عکس خال او
  21. M2:191 چونک من از خال خوبش دم زنمنطق می‌خواهد که بشکافد تنم
  22. M2:192 همچو موری اندرین خرمن خوشمتا فزون از خویش باری می‌کشم