Čitaj Knjiga 1 Priča o bakalu i papagaju i kako je papagaj prolio ulje u radnji Bejt 293

M1:293 — مؤمنش خوانند جانش خوش شود / ور منافق تیز و پر آتش شود

مؤمنش خوانند جانش خوش شودور منافق تیز و پر آتش شود
✦ Renderuj ovaj bejt na Bosanski

M1:293

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — iz njegovih snimljenih predavanja o Mesneviji

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: اگر مؤمنش بخوانند، جانش شادمان می‌شود؛ و اگر منافقش بنامی، خشمگین و برآشفته می‌گردد. معنا: این بیت بیان می‌کند که نام حقیقی افراد، بازتاب‌دهندهٔ ماهیت درونی آن‌هاست و واکنششان به آن نام، نشان‌دهندهٔ صدق و کذب ذاتشان است.

شرح

این بیت، از دقیق‌ترین اشارات مولاناست به تفاوت ژرف میان ظاهر و باطن، و به‌ویژه، تمایز ماهوی میان مؤمن و منافق. من بارها گفته‌ام که در نگاه مولانا، اعمالِ ظاهراً یکسان، می‌توانند از نیّات و حقایقِ متضاد سرچشمه بگیرند و این، خود را در واکنشِ فرد به نامِ حقیقی‌اش نشان می‌دهد.

مثالی که خود مولانا در جاهای دیگر می‌آورد، قصهٔ «انا الحق» منصور حلاج و «انا ربکم الاعلی» فرعون است. هر دو ادعای الوهیت کردند، اما یکی از سرِ «اندکاک» و «انحلال در ذات الهی» بود که رحمت آورد، و دیگری از «فرعونیت» و «تفرعن» که لعنت در پی داشت. یا نمازِ مؤمن که از «امر» و اطاعت برمی‌خیزد، در برابر نماز منافق که از سرِ «ستیزه» و دشمنی ادا می‌شود. ظاهر یکی‌ست، اما باطن، صدها فرسنگ دور.

اینجاست که مولانا با قاطعیت می‌فرماید: «مؤمنش خوانند جانش خوش شود / ور منافق تیز و پر آتش شود.» چرا؟ چون نامِ «مؤمن»، نامِ حقیقیِ اوست که ذاتِ دلپسند و پاکِ او را بازتاب می‌دهد، و «نام او محبوب از ذات وی است.» اما نامِ «منافق»، همچون «کژدم»ی در اندرونش می‌خلد، زیرا از آفات و پلیدی‌های ذاتِ او برخاسته است: «نام این مبغوض از آفات وی است.»

لفظ «مؤمن» یا «منافق»، تنها «تشریف» و تعارف نیست، بلکه «تعریف» و بیانِ حقیقتِ وجودیِ فرد است. «حرف» یا کلمه، همچون «ظرفی» است که «معنی» را چون «آب» در خود جای داده است. زشتیِ نام، از حروف نیست؛ همان‌طور که تلخی آب دریا، از ظرف نیست. این «بحر معنی» است که «عنده ام‌الکتاب» است و حقایق در آنجا مستقرند.

به گمان من، این بیت عمیقاً به مفهوم «طبع» (مهر الهی بر دل) نیز اشاره دارد که در قرآن به آن پرداخته شده است. آدمی که «بی‌شرم» می‌شود، یعنی وجدان و انصافش مرده است، در واقع دلی دارد که دریچه‌های تعقل و شرم بر آن بسته شده است. این «آفتی» است که «درون سینه طبع» می‌شود. چنین کسی، خود را به نام نفاق می‌شناسد و از شنیدنش برآشفته می‌شود، چون در اعماق وجودش، خود را با آن نام مطابق می‌یابد.

مولانا این جهان را میدانِ آمیختگی‌ها می‌داند، جایی که «بحر تلخ و بحر شیرین» در کنار هم جاری‌اند، و «در میانشان برزخ لا یبغیان» وجود دارد. در این دنیا، حق و باطل، خیر و شر، مؤمن و منافق، در هم آمیخته‌اند. همان‌طور که امیرالمؤمنین علی (ع) در نهج‌البلاغه می‌فرمایند، اگر باطل خالص بود، کسی فریبش را نمی‌خورد و اگر حق خالص بود، کسی ردش نمی‌کرد. اما این جهان، جهانِ «امتزاج‌هاست». طلا و بدل، سکه خالص و تقلبی، همه هست. راه تشخیص، فقط از طریق «محک» است. و این بیت به ما می‌آموزد که واکنش حقیقیِ افراد به ماهیتشان، خود یک «محک» است برای تمیز حق از باطل در وجود آن‌ها.

نکات کلیدی

  • اعمالِ ظاهراً یکسان، از نیت‌های متفاوتی برمی‌خیزند.
  • نام‌های مؤمن و منافق، نه تشریفات، بلکه تعریف‌هایی از حقیقت وجودی افراد هستند.
  • واکنش درونی افراد به نام حقیقی‌شان، محکِ تمیز دهندهٔ صدق و کذب ذات آن‌هاست.
  • نام محبوب مؤمن از ذاتِ دلپسند اوست؛ نام منفور منافق از آفات ذات اوست.
  • جهان آمیزه‌ای از حق و باطل است و تشخیص نیازمند ژرف‌بینی است.

Sources: d1-s23 · 02:51:29 d1-s23 · 03:32:00 d1-s23 · 04:35:28

به زبانِ تو — Tvoj jezik · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.