Čitaj Knjiga 6 Povratak na priču o bolesniku Bejt 1362

M6:1362 — در گدایی طالب جودی که نیست / بر دکانها طالب سودی که نیست

در گدایی طالب جودی که نیستبر دکانها طالب سودی که نیست
✦ Renderuj ovaj bejt na Bosanski

M6:1362

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — iz njegovih snimljenih predavanja o Mesneviji

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: در حال گدایی، جویای بخششی هستیم که هنوز نیست؛ بر سر دکان‌ها، خواهان سودی هستیم که هنوز پدید نیامده. معنا: این بیت به میل فطری انسان به دنبال کردن چیزهایی که در حال حاضر وجود ندارند، و به معنای متعالی‌تر، طلب کمالات و حقایقی که هنوز به فعلیت نرسیده‌اند، اشاره دارد.

شرح

من این بیت را در سیاق بحث مولانا دربارهٔ میل فطری انسان به «نو» و «نیستی» می‌بینم. بشر همواره در جستجوی چیزی است که اکنون نیست، چیزی که هنوز به فعلیت نرسیده است. این پدیده را مولانا نه تنها در امور مادی و روزمره، بلکه در سطحی عمیق‌تر، در ساحت‌های معنوی نیز جاری می‌داند. به‌عنوان مثال، «در گدایی طالب جودی که نیست»، یعنی ما به دنبال بخششی هستیم که هنوز اعطا نشده؛ «بر دکان‌ها طالب سودی که نیست»، سودی که هنوز محقق نشده است. ما در مزارع طالب «دخلی که نیستیم»، یعنی محصولی که هنوز برداشت نشده؛ در مغارس طالب «نخلی که نیستیم»، یعنی درختی که هنوز کاشته نشده است. حتی در مدارس طالب «علمی که نیست» هستیم، یعنی دانشی که هنوز کسب نشده. در صوامع طالب «حلمی که نیست»، یعنی آرامشی که هنوز به دست نیامده است. این‌ها همه نمونه‌هایی از آن «نیستی»هایی هستند که ما شب و روز در جستجویشان می‌کوشیم. مولانا از این حرکت طبیعی بشر برای گذار به یک مفهوم عمیق‌تر استفاده می‌کند. او می‌گوید هستیِ موجود، کلِ واقعیت نیست؛ بلکه «نیستی‌ها» مخزن عظیم «صنع خدا» هستند. جهانِ نیامده و آنچه هنوز محقق نشده، بس بزرگ‌تر و وسیع‌تر از آن چیزی است که به ظهور رسیده است. ما با «مرکبی که امروز کسب کردیم به سوی آینده، بلکه به سوی نیست‌ها می‌شتابیم تا آن‌ها را هست کنیم.» این «نیستی» به معنای صوفیانه، فقر و عدمی است که قلب و جوهر کمال را در خود دارد. وقتی مولانا می‌گوید «بر عدم باشم نه بر موجود مست / زانکه معشوق عدم وافی‌تر است»، منظور همین است. ما به دنبال فعلیت بخشیدن به اموری هستیم که در خزانه عدم وجود دارند. این طلب عدم، در نهایت به «پا بر خود نهادن» و «رضا دادن به فنای خویش» می‌انجامد. آنجاست که انسان تمام جهان را در خود خواهد یافت و به فقر مطلق صوفیانه، که عین غنای الهی است، دست می‌یابد.

نکات کلیدی

  • بشر همواره در جستجوی «نیست»ها و «نو»هاست، نه فقط در امور مادی بلکه در ساحت‌های معنوی.
  • آنچه امروز «نیست»، خزانه و منبع عظیم آفرینش الهی است و در آینده به «هست» تبدیل خواهد شد.
  • طلبِ «نیستی» در گدایی، سود، دانش یا آرامش، نمونه‌ای از میل فطری انسان به کمال‌جویی است.
  • مولانا این میل به «نیستی‌ها» را پلی برای رسیدن به مفهوم صوفیانهٔ «فقر و عدم» می‌داند.
  • تسلیم شدن به «عدم خویش» و فنا، راهی است برای یافتن تمام جهان و دست‌یابی به غنای الهی.

Sources: d6-s28 · 28:40:00 d6-s28 · 29:59:00 d6-s28 · 32:00:00

به زبانِ تو — Tvoj jezik · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.