Čitaj Knjiga 6 Priča o sultanu Mahmudu i indijskom robu Bejt 1421

M6:1421 — بره پیش گرگ امانت می‌نهی / گرگ و یوسف را مفرما همرهی

بره پیش گرگ امانت می‌نهیگرگ و یوسف را مفرما همرهی
✦ Renderuj ovaj bejt na Bosanski

M6:1421

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — iz njegovih snimljenih predavanja o Mesneviji

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: تو روح لطیف و ظریف را به دست بدن وحشی و درنده‌خو می‌سپاری؛ گرگ و یوسف را فرمان همراهی و همسفری مده. معنا: مولانا هشدار می‌دهد که دل سپردن کامل به جسم و هوای نفسانی خطری عظیم برای روح است، زیرا جسم مانند گرگی است که روح را فدای خواسته‌های خود می‌کند و این دو ذاتاً در مسیرهای متضاد قرار دارند.

شرح

این بیت از مولانا هشدار بسیار جدی و البته پر از ظرافتی را در مورد رابطهٔ روح و بدن به ما می‌دهد. من معتقدم که مولانا در اینجا بدن را به «گرگ» و روح را به «بره» تشبیه می‌کند. معنا واضح است: شما که برهٔ نازنین روح را به امانت نزد گرگ وحشی بدن می‌نهید، در واقع دارید آن را به هلاکت می‌سپارید. این مثل آن است که بخواهید گرگ و یوسف را همسفر کنید؛ این دو هیچ‌گاه نمی‌توانند در صلح و همراهی باشند، چرا که طبیعت گرگ دریدن است و طبیعت یوسف معصومیت و پاکی.

اما در اینجا باید یک نکتهٔ کلیدی را روشن کنم. این بدین معنا نیست که بدن صرفاً دشمنی است که باید با آن جنگید و آن را نابود کرد، آنچنان که برخی صوفیان به غلط چنین می‌پندارند. نه، این سخن مولانا لزوماً دعوتی به دشمنی مطلق با بدن نیست، بلکه یک هشدار در مورد امانت سپردن و مرجعیت دادن است. بدن یک سرمایه است، یک نردبان است، نردبان رشد روح ماست. ما بدون این بدن هیچ کاری نمی‌توانیم بکنیم. تمام رشد و کمال روحانی ما از طریق همین حواس پنج‌گانه، همین مغز مادی و همین ارتباطات با عالم خارج صورت می‌گیرد. بسیاری از فیلسوفان بر این باورند که حتی تکامل روح پس از مرگ متوقف می‌شود، زیرا ابزار تکامل که همان بدن باشد، دیگر در اختیار نیست. بدن باید در خدمت روح باشد، نه برعکس. مشکل از آنجاست که ما روح را به بدن امانت می‌دهیم، یعنی سررشتهٔ کار را به گرگ می‌سپاریم.

مولانا این هشدار را فراتر از رابطهٔ روح و بدن نیز می‌برد. او به ما می‌آموزد که همواره هوشیار باشیم که چه کسی یا چه چیزی را امین خود قرار می‌دهیم. همان‌طور که گرگ نمی‌تواند امین بره باشد، جاهل نیز نمی‌تواند امین تو باشد. اگر فردی نادان یا منافق با تو اظهار همدلی و دوستی کند، این را باور مکن، زیرا عاقبت از جاهلی و طبیعت آلودهٔ خود به تو زخم خواهد زد. این نوع افراد را مولانا مانند موجودی خنثی یا دو شخصیتی می‌بیند که هر لحظه به رنگی درمی‌آیند و اصلاً فاقد شخصیت حقیقی‌اند. این «هیچ‌کس»ی که سعدی نیز از آن یاد می‌کند، همان فرد بی‌ثبات و غیرقابل اعتمادی است که هرجا طعمه‌ای ببیند، تغییر جهت می‌دهد. پس، «بره پیش گرگ امانت می‌نهی» هشداری است برای تمام عرصه‌های زندگی که مبادا با سپردن زمام امور به آنچه طبعِ غیرقابل‌اعتمادی دارد، خود را به تباهی بکشانی.

نکات کلیدی

  • روح (بره) و بدن (گرگ) دارای طبیعت‌های متفاوتی هستند و نباید زمام امور روح به دست بدن سپرده شود.
  • بدن تماماً دشمن نیست؛ بلکه نردبان و ابزاری برای رشد روح است، اما باید در خدمت روح باشد نه حاکم بر آن.
  • رشد و کمال روحانی از طریق بدن و حواس مادی صورت می‌گیرد و بدون آن دشوار یا ناممکن است.
  • اصل هشدار مولانا در مورد «امانت‌سپاری» است؛ یعنی باید هوشیار بود که چه کسی یا چه چیزی را امین خود قرار می‌دهیم.

Sources: d6-s29 · 00:27:27 d6-s29 · 00:30:13

به زبانِ تو — Tvoj jezik · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.