Čitaj Knjiga 6 U objašnjenju da ova oholost nije bila samo kod tog Hindusa, već je svaki čovjek podložan takvoj oholosti u svakoj fazi, osim koga Allah zaštiti Bejt 327

M6:327 — زانک آن تابوت بر خلقست بار / بار بر خلقان فکندند این کبار

زانک آن تابوت بر خلقست باربار بر خلقان فکندند این کبار
✦ Renderuj ovaj bejt na Bosanski

M6:327

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — iz njegovih snimljenih predavanja o Mesneviji

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: زیرا آن تابوت (یا آن شخص همچون تابوت) بر دوش مردم باری است؛ این بزرگان (حاکمان) بار خویش را بر مردمان افکنده‌اند. معنا: مولانا در اینجا حاکمان مستبد را به جنازه‌ای تشبیه می‌کند که مردم مجبورند بار آن را به دوش بکشند، چرا که این به ظاهر «بزرگان» در حقیقت بار خود را بر دوش خلق نهاده‌اند.

شرح

این بیت در ادامهٔ آن پندِ کلیدی مولانا می‌آید که آدمی نباید همچون جنازه‌ای باشد که دیگران او را بر دوش بکشند. بار انسان باید بر دوش خودش باشد؛ باید چابک و فعال باشد، نه منفعل و سربار. اما چه کسانی‌اند که چنین می‌کنند و خود جنازه‌وار بر دوش خلق می‌نشینند؟ مولانا بی‌درنگ می‌فرماید که مصداق روشن این حرف، امیران و حاکمان مستبد هستند. این‌ها، با تمام آن به ظاهر "کبار" بودنشان، یعنی "بزرگی" و "شأن" ظاهری‌شان، در واقع باری سنگین و تحقیرآمیز (همچون تابوت) بر دوش مردم می‌اندازند. این یک نقدِ تیز و بی‌پرده به ساختار قدرت و استبداد است که در نگاه مولانا، نهایتاً به تنبلی و ناتوانی اخلاقی بزرگان می‌انجامد. حاکمانی که می‌خواهند خود را بالا بنشانند، در عمل دیگران را زیر بار خویش می‌گیرند و مسئولیت زندگی خویش را بر عهدهٔ مردمان می‌نهند.

من این را ادامهٔ یک بحث مهم‌تر می‌بینم که نه فقط در عالم ظاهر، بلکه در باطن نیز جاری است. مولانا، بلافاصله پس از این نقد اجتماعی، به حدیثی از پیامبر (ص) اشاره می‌کند که می‌فرماید: «اگر کسی از دیگری خواهشی نکند، من بهشت را برای او ضمانت می‌کنم.» این بدان معناست که نه فقط بار خود را بر دوش دیگری ننهادن مهم است، بلکه حتی از کسی چیزی نخواستن نیز مقامی والاست. و فراتر از آن، در نگاه عارفانهٔ مولانا، در مقام رِضا، حتی از خدا نیز چیزی نخواستن، مقامی متعالی است. وقتی زبان کسی از دعا بسته می‌شود، نه از سر غفلت، بلکه از سر رضایت کامل به قضای الهی است. پس این بار بر خلق افکندنِ کبار، یک سویه‌ای است از همان اصل "سربار نبودن" که در عالی‌ترین مقام عرفانی، به "بی‌نیازی از خواهش" و "تسلیم محض در برابر قضا" می‌رسد. مولانا این کبارِ بارانداز را در مقابل آن "بنده‌ای" می‌گذارد که "بر زمین رود چون سمند"، یعنی چابک و مسئولیت‌پذیر، و حتی به مقام رضا می‌رسد.

نکات کلیدی

  • مولانا حاکمان مستبد را به جنازه‌هایی تشبیه می‌کند که بارشان بر دوش مردم است.
  • این بیت نقدی است بر ساختارهای قدرت که دیگران را سربار و وابسته می‌کنند.
  • اشاره به «کبار» طعنه‌ای است به بزرگان دروغین که از مسئولیت شانه خالی می‌کنند.
  • مفاهیم "سربار نبودن" در ظاهر به "خواستن چیزی حتی از خدا" در باطن مرتبط است.
  • آدمی باید بار خود را بر دوش کشد و در طلب چیزی از دیگران نباشد، چه رسد به افکندن بار خویش بر آنان.

Sources: d6-s09 · 00:06:25 d6-s09 · 00:08:20

به زبانِ تو — Tvoj jezik · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.