Čitaj Knjiga 6 Odlazak prinčeva u očinske zemlje nakon što su se oprostili od kralja, i kraljevo ponovno opomena prilikom oproštaja. Bejt 3677

M6:3677 — آن طبیبان آن‌چنان بندهٔ سبب / گشته‌اند از مکر یزدان محتجب

آن طبیبان آن‌چنان بندهٔ سببگشته‌اند از مکر یزدان محتجب
✦ Renderuj ovaj bejt na Bosanski

M6:3677

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — iz njegovih snimljenih predavanja o Mesneviji

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آن طبیبان، چنان در بند علل و اسباب ظاهری گرفتار آمده‌اند که از تدبیر پنهان الهی و ارادهٔ یزدان محجوب و پوشیده مانده‌اند. معنا: این بیت اشاره دارد به محدودیت دیدگاه کسانی (همچون پزشکان یا دانشمندان طبیعی) که تنها به علل مادی و ظواهر رویدادها توجه می‌کنند و از نیروی پنهان و ارادهٔ تدبیرگر خداوند که ورای اسباب عمل می‌کند، غافل می‌مانند.

شرح

من در شرح این بیت، بارها بر این نکته تأکید کرده‌ام که مولانا در اینجا تصویری عمیق و بلیغ از نسبت «علل طبیعی» با «فعل الهی» به دست می‌دهد. بیت می‌گوید: «آن طبیبان آن‌چنان بندهٔ سبب / گشته‌اند از مکر یزدان محتجب». مولانا در اینجا پزشکان را به اسب بی‌افساری تشبیه می‌کند که بر پشت خود سواری چابک دارد، اما خود اسب از وجود و ارادهٔ آن سوار غافل است. این اسب فقط لگام را بر دهان خود حس می‌کند و درد و رنج گام‌هایش را می‌فهمد، اما نمی‌داند که گردانندهٔ اصلی او کسی دیگر است. سرگردانی اسب نه از لگام، که از «تصریف سوار دوست‌کام» است. یعنی حرکت و جهت او از ارادهٔ سوار است.

این تمثیل، در واقع، شرح احوال طبیعت‌شناسان و عالمان مادی است. اینان کسانی‌اند که در دل علل و اسباب طبیعی (اسباب) کاوش می‌کنند و هر پدیده را به علتی طبیعی نسبت می‌دهند. در ظاهر هم این‌گونه به نظر می‌رسد، اما دیدشان در همین حد از علل طبیعی محبوس می‌ماند. آنها سوار بر این اسب را نمی‌بینند، یعنی قدرت تدبیر و ارادهٔ پنهان الهی (مکر یزدان) را از نظر دور می‌دارند. «مکر یزدان» در اینجا نه به معنای فریب، بلکه به معنای تدبیر پنهان، حکمت و قدرت نافذ الهی است که پشت پردهٔ ظواهر عمل می‌کند. طبیبان، با تمرکز صِرف بر علل طبیعی، از این تدبیر بلند مرتبه محجوب مانده‌اند؛ پرده‌ای از غفلت بر دیدگانشان افتاده است.

مولانا این دیدگاه را از اندیشهٔ اشعری‌گری در نفی علیت عرضی طبیعی و تأکید بر علیت طولی الهی وام گرفته است، اما آن را به شیوه‌ای عرفانی و شعری بیان می‌کند. به تعبیر اشاعره، آتش پنبه را نمی‌سوزاند؛ این خداست که در لحظهٔ تماس آتش و پنبه، سوزاندن را خلق می‌کند. پیوستگی که ما در طبیعت می‌بینیم، ناشی از «عادت خداوند» است، نه ذاتیِ اشیا. اشیاء در ذات خود هیچ فاعلیتی ندارند. تمام حرکت‌ها و تأثیرات از «بالا» می‌آید و به تعبیر غزالی، این جهان دارای «انفصال» است، نه «اتصال» جوهری بین پدیده‌ها. این همان نقطه‌ای است که ما «جنبنده» را می‌بینیم، اما از «جنباننده» غافل می‌شویم.

در این‌جا، می‌توانیم از کانت هم یاد کنیم. کانت نشان داد که پیوستگی و نظم در طبیعت چیزی نیست که ما مستقیماً از تجربه بگیریم، بلکه قالب‌های ذهنی ما هستند که این نظم را بر جهان ادراکی تحمیل می‌کنند. ذهن ما سهم فعالی در ساختن جهانِ فهمیده‌شده دارد. طبیبان، یا هر آنکه به علل طبیعی بسنده می‌کند، در واقع در این سطح پایین‌تری از ادراک باقی می‌مانند. از نظر مولانا، این کوری یا حجاب، نتیجهٔ «بندهٔ سبب» بودن است؛ یعنی دل بستن و سر سپردن کامل به علل ظاهری، مانع از دیدن دست پنهان تدبیر الهی می‌شود. این بندگی سبب، همان غفلت از سوار چست و ماهر بر پشت اسب است.

نکات کلیدی

  • محدودیت دیدگاه: تمرکز صرف بر علل ظاهری، مانع دیدن حقیقت نهایی می‌شود.
  • تمثیل سوار و اسب: جهان طبیعی چون اسبی است که سوار پنهانی دارد (تدبیر الهی).
  • «مکر یزدان»: اشاره به حکمت و تدبیر پنهان الهی، نه فریب.
  • علیت طولی: تأکید بر اینکه همه چیز از بالا می‌آید و علل طبیعی تنها واسطه‌اند.
  • حجاب غفلت: بندگی سبب و دل بستن به ظواهر، حجابی بر دیدگان می‌افکند.

Sources: d6-s81 · 42:58 d6-s81 · 48:00 d6-s81 · 51:56

به زبانِ تو — Tvoj jezik · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.