Čitaj Knjiga 6 Priča o dva brata, jednom bez brade i drugom bez dlaka po tijelu, koji su jedne noći spavali u samačkoj kući. Slučajno je bezdlaki brat naslagao cigle ispod stražnjice. Na kraju je došao lopov i lukavo i tiho uklonio te cigle iza njega. Dijete se probudilo i počelo se boriti: "Gdje su ove cigle, gdje si ih odnio i zašto si ih odnio?" On je rekao: "Zašto si ti te cigle stavio?" Bejt 3879

M6:3879 — علم دریاییست بی‌حد و کنار / طالب علمست غواص بحار

علم دریاییست بی‌حد و کنارطالب علمست غواص بحار
✦ Renderuj ovaj bejt na Bosanski

M6:3879

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — iz njegovih snimljenih predavanja o Mesneviji

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: علم، دریایی است بی‌کران و بی‌انتها / طالب علم، غواص این دریاهاست. معنا: این بیت بیان می‌کند که معرفت حقیقی مانند اقیانوسی بی‌کران است و هر کس که در پی آن است، باید چون غواصی بی‌باک به ژرفای آن فرورود و از جستجو سیر نشود.

شرح

این بیت در ادامهٔ همان استعارهٔ محوری مولاناست که دریای بیکران هستی و معرفت را پیش چشم ما می‌آورد. من از آغاز سخنرانی‌ها تأکید کرده‌ام که مولانا خودش بحرصفت بود، شناور در دریای معارف. اینجاست که می‌گوید: «علم دریاییست بی‌حد و کنار / طالب علمست غواص بحار».

اما منظور مولانا از این «علم»، هر علمی نیست. او خود در همین مثنوی و در جای دیگر می‌فرماید که علم باید «مستنبه» باشد، یعنی بیدارکننده. علم حقیقی آن است که «غفلت‌زدا» باشد، نه «غفلت‌زا». بسیاری از دانش‌ها نه تنها غفلت را نمی‌زدایند، بلکه خود بر نخوت و پندار آدمی می‌افزایند، او را از حقیقت انسانی دور می‌کنند و به جای آنکه سبک‌بارش سازند تا در مسیر سلوک پیش تازد، سنگین‌بارش می‌کنند و از کاروان باز می‌ماند. آدمی بودن به انباشت حافظه از اطلاعات نیست، بلکه به آن است که علم، او را آدمی‌تر کند.

در اینجا مولانا از حدیث شریف «من هومان لا یشبعان، طالب الدنیا و طالب العلم» استفاده می‌کند، یعنی «دو گرسنه‌اند که سیر نمی‌شوند: طالب دنیا و طالب علم.» مولانا خود در تفسیر این حدیث نکته‌ای دقیق می‌فرماید: او می‌پرسد که اگر این «علم» از جنس «دنیا» باشد، پس چرا پیامبر (ص) آن را در کنار طالب دنیا به عنوان قسمی جداگانه ذکر کرده‌اند؟ اگر علم دنیوی بود، در همان طالب دنیا مندرج می‌شد و تقسیم بی‌معنا می‌گشت. پس معلوم است که این «علم» که طالب آن هرگز سیر نمی‌شود، از جنس دنیا نیست؛ بلکه «غیر دنیا»ست و از جنس «آخرت» است. این همان علمی است که آدمی را از اینجا (این دنیا) رهایی می‌بخشد و رهبر او به سوی حقیقت است.

طالب چنین علمی، در نگاه مولانا، «غواص بحار» است. غواص، بر خلاف کسی که تنها بر سطح آب می‌ماند یا از سر نادانی دست و پا می‌زند و غرق می‌شود، آرام، متمرکز و باوقار به ژرفا می‌رود. مولانا خود در جایی دیگر همین تمثیل را به کار می‌برد و می‌گوید: «آن سکون سابح اندر آشنا / به ز جهد اعجمی با دست و پا.» یعنی سکون شناگر ورزیده در آب آشنا بهتر از دست و پا زدن بیهودهٔ نابلد است. غواص بحار، یعنی کسی که نه فقط به ظاهر آب، که به عمق آن می‌پردازد و در آن ژرفنا آرام و با اطمینان پیش می‌رود، نه با دست و پا زدن‌های بیهوده. این طلب، پایانی ندارد: «گر هزاران سال باشد عمر او / نگردد سیر خود از جستجو.» طالب حقیقی علم و حقیقت، هرگز از این جستجوی بی‌کران سیر نمی‌شود و این خود نشانی از حقیقت علم مورد نظر مولاناست.

نکات کلیدی

  • علم حقیقی، دریایی بی‌کران است که طالب آن هرگز سیراب نمی‌شود.
  • این «علم» باید بیدارکننده و غفلت‌زدا باشد، نه سبب نخوت و سنگینی روح.
  • مولانا این علم را «غیر دنیا» می‌داند که آدمی را به سوی حقیقت راهبر می‌شود.
  • طالب علم راستین، چون غواصی صبور و متمرکز، آرام و پیوسته به ژرفا می‌رود، نه با دست و پا زدن بیهوده.
  • جستجو و سیر در این دریای معرفت، حتی با عمر هزار ساله، پایانی ندارد.

Sources: d6-s87 · 00:06:30 d6-s87 · 00:07:46 d6-s87 · 00:08:58 d6-s86 · 01:33:32

به زبانِ تو — Tvoj jezik · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.