Čitaj Knjiga 6 Objašnjenje ove predaje: "Laž je sumnja, a istina je spokoj." Bejt 4280

M6:4280 — چون یپنلو در میان شهرها / از نواحی آید آن‌جا بهر ما

چون یپنلو در میان شهرهااز نواحی آید آن‌جا بهر ما
✦ Renderuj ovaj bejt na Bosanski

M6:4280

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — iz njegovih snimljenih predavanja o Mesneviji

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: لب و زبان ما، همچون «یپنلو»یی در میان شهرهاست؛ بازاری که از هر سوی و از هر ناحیه‌ای، کالاها و متاع‌های گوناگون برای ما به آن وارد می‌شود. معنا: این بیت زبان و ذهن انسان را به بازاری تشبیه می‌کند که انواع گوناگون سخنان و اندیشه‌ها، چه راست و چه دروغ، چه سودمند و چه زیان‌بار، به آن وارد می‌شوند. این بازار، عرصهٔ ظهور و سنجشِ هر گفتار و فکری است که به ما می‌رسد و از ما صادر می‌شود.

شرح

من پیش‌تر اشاره کردم که مولانا بر صدق گفتار تأکید فراوان دارد. داستان آن درویش و عسس شهر که درویش با بیان صادقانهٔ خواب خود، دل عسس را نرم کرد و او را به گریه انداخت، شاهدی روشن بر این مدعاست. مولانا می‌فرماید: «دل بیارامد به گفتار صواب / آنچنان که تشنه آرامد به آب.» این آرامشِ ناشی از صدق، خود حجتی است بر حقانیتِ سخن. اما مسئله اینجاست که در این جهانِ پر از قیل و قال، چگونه می‌توان میان صدق و کذب تمایز نهاد؟

مولانا در این ابیات، لب و زبان آدمی را به «یپنلو»یی تشبیه می‌کند. «یپنلو» واژه‌ای مغولی است و به معنای بازار یا گمرک است، مکانی که کالاها از نواحی مختلف به آن وارد می‌شوند. گویی لبِ ما خود یک بازار بزرگ است که انواع سخنان، چه از جان‌افزا و بهشتی، چه از پرحرج و دوزخی، به آن هجوم می‌آورند.

این بازار، محل ورود کالاهای گوناگون است: «کاله معیوب قلب کیسه‌بر / کاله پرسود مستشرف چو در.» هم کالاهای تقلبی و معیوب و جیب‌بر در آن یافت می‌شود، هم کالاهای پرسود و گرانبها همچون دُرّ. رسالت انسان در این میان، این است که همچون یک «بازرگان» دیده‌ور و مجرّب عمل کند. کسی که در عرصهٔ تجارتِ معرفت، پخته و کارآزموده باشد، با یک نگاه می‌تواند جنس سره را از ناسره بازشناسد و این بازار آشفته برای او «دارالرباح» یا سرای سود خواهد بود.

اما برای کسی که چشم دل او «عما» است، یعنی کوته‌بین و بی‌بصیرت است، این بازار تبدیل به «دارالجناح»، یعنی سرای گناه و زیان می‌شود. کسی که قدرت تشخیص حق از باطل، و صدق از کذب را نداشته باشد، در این هجومِ سخنان گمراه می‌شود و هر کالهٔ معیوبی را به جای دُرّ می‌پذیرد. این تمثیل مولانا، یک دعوت صریح است به «بصیرت». ما باید در این بازار بزرگِ کلمات که از لب‌های ما صادر می‌شود و به گوش ما می‌رسد، بینندهٔ ماهری باشیم؛ وگرنه، هم خود زیان می‌بینیم و هم از رهگذر سخنان و افکار ناصواب، دیگران را به گمراهی می‌کشانیم.

نکات کلیدی

  • زبان و ذهن ما همچون بازاری است که در آن، سخنان و افکار از منابع گوناگون، چه حقیقی و چه باطل، وارد و خارج می‌شوند.
  • در این بازار پرهیاهوی افکار، توانایی تمییز صدق از کذب، جوهر اصلی خردمندی و بصیرت است.
  • سخن راست و صادق، آرامش‌بخش دل‌هاست، در حالی که دروغ، موجب تشویش و بی‌قراری می‌شود.
  • بصیرت، همان «چشم بازرگان» است که سره را از ناسره تشخیص می‌دهد و اجازه نمی‌دهد قلب‌ها بر دل‌ها فایق آیند.
  • فقدان بصیرت، انسان را در معرض زیان و انحراف قرار می‌دهد و این بازار را از «دارالرباح» به «دارالجناح» تبدیل می‌کند.

Sources: d6-s95 · 01:41:45 d6-s95 · 01:57:25 d6-s95 · 05:12:00

به زبانِ تو — Tvoj jezik · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.