Čitaj Knjiga 6 Ptica pripisuje svoje hvatanje u zamku postupcima, lukavstvu i prevarama asketa, a asketov odgovor ptici Bejt 587

M6:587 — دیگران چون کودکان این روز چند / تا شب ترحال بازی می‌کنند

دیگران چون کودکان این روز چندتا شب ترحال بازی می‌کنند
✦ Renderuj ovaj bejt na Bosanski

M6:587

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — iz njegovih snimljenih predavanja o Mesneviji

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: دیگران، همچون کودکان در این چند روزِ عمرشان، از صبح تا شب به بازی‌های بی‌حاصل و پیش‌پاافتاده مشغولند. معنا: این بیت زندگی بیشتر مردم را به بازی کودکانه تشبیه می‌کند که در مدت کوتاه عمر، به امور بی‌ارزش و گذرا مشغولند. مولانا در اینجا انسان‌های مشغول به دنیا را از آنانی که تمام توجهشان به حق است، جدا می‌کند.

شرح

این بیت از آن بیتی است که مولانا با یک تمثیلِ ظاهراً ساده، ضربه‌ای محکم به جان و روان آدمی می‌زند و ماهیت بسیاری از اشتغالات ما را عریان می‌کند. می‌گوید «دیگران» — و این دیگران شامل بسیاری از ماست — «چون کودکان این روز چند»، یعنی در این مدت کوتاه عمر، «تا شب ترهال‌بازی می‌کنند». مولانا در این مقام، بیکاری و اشتغال را به دو قسم تقسیم می‌کند: اشتغال به حق و اشتغال به غیر حق. آنان که «رو در لامکان» دارند و روزیِ جانشان را بی‌واسطه از حق می‌گیرند، در نگاه مولانا «بیکار» محسوب می‌شوند، اما این بیکاری عین اشتغال راستین است. در مقابل، آنان که درگیر هزاران کار و پیشه و جدال دنیا هستند، هرچند ظاهراً مشغول‌اند، اما به تعبیر او «بیکارند» و «غرق بیکاری‌ست جانشان». اینجاست که می‌بینید چگونه واژگان معنایی تازه و ژرف می‌یابند. مولانا این «ترهال‌بازی» را در تقابل با «کار» واقعی قرار می‌دهد. کار واقعی چیست؟ «کار او دارد که حق را شد مرید / بهر کار او ز هر کاری برید». یعنی کار واقعی آن است که انسان، برای مریدِ حق‌شدن، از هر کار دیگری ببرّد. این نقطه اوج سلوک است؛ جایی که انسان تمام توجهش را متوجه یک قبله واحد می‌کند. این تمثیل به روشنی داستان مارتا و مریم را در انجیل لوقا به یاد می‌آورد که عیسی خطاب به مارتا گفت: «مارتا، مارتا، تو برای بسیاری چیزها نگران و مضطربی، ولی یک چیز لازم است و مریم آن نصیب نیکو را برگزیده است.» این همان نکته‌ای است که مولانا به صد زبان تکرار می‌کند: «یک کار بکنید، یک کار اصلی بکنید، بقیه کارها فرعی باشد». حواست را از جهات گوناگون جمع کن تا خوش و زیبا شوی، نه اینکه هُوش را بر هزار چیز توزیع کنی. این هوشِ توزیع‌شده، به تعبیر مولانا «ترهه‌ای نمی‌ارزد». مولانا بیکاری را ملامت می‌کند، اما نه بیکاریِ سالکان را، بلکه بیکاریِ کسانی را که عمرشان را در «کارهای یاوه» صرف می‌کنند. او بیکارانی را که «سنگینیشون رو روی دیگران انداختند» سخت نکوهش می‌کند و می‌گوید «زنده باش و بر زمین رو چون سمند / چون جنازه نه که بر دوشت نهند». اما آن «بیکار» که رو در لامکان دارد، در حقیقت در پرکارترین حالت ممکن است، زیرا به اصلی‌ترین کار مشغول است؛ کاری که باقی کارها در برابرش «ترهال‌بازی» کودکانه‌ای بیش نیست. این بیت تلنگری است به همه ما که بنگریم قبله‌مان چیست و آیا عمرمان را صرف بازی‌های کودکانه‌ای می‌کنیم که سرانجامش هیچ است، یا به «یک کار» اصلی مشغولیم.

نکات کلیدی

  • مولانا زندگی غافل از حق را به بازی‌های کودکانه و بی‌ارزش تشبیه می‌کند.
  • مفهوم «بیکاری» نزد مولانا دارای دو وجه متضاد است: اشتغال به حق عین پرکاری و اشتغال به دنیا عین بیکاری است.
  • عمر کوتاه انسان باید صرف «یک کار» اصلی شود که همان طلب حق است، نه هزاران دغدغه فرعی.
  • این بیت نقدی بر گستردگی علایق و تفرق هوش است که انسان را از تمرکز بر غایت اصلی بازمی‌دارد.

Sources: d6-s13 · 43:15:00 d6-s13 · 45:01:23 d6-s13 · 48:15:35 d6-s13 · 51:25:50

به زبانِ تو — Tvoj jezik · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.