Divan Šemsa Gazel 10 Bejt 3 ← prethodno · sljedeće →

Divan Šemsa · غزل شمارهٔ ۱۰

  1. بنگر که از شمشیر شه در قهر‌ِمان خون می‌چکد آخر چه گستاخی است این والله خطا والله خطا

G10:3

Tvoj jezik

Još nema značenja na vašem jeziku — pravi se za cijeli gazel odjednom:

Tumačenje ovog bejta

Još nije napisano — podrobno čitanje ovog bejta u sklopu gazela:

Cijeli gazel ↗

  1. 1 مهمان شاهم هر شبی بر خوان احسان و وفا·مهمان صاحب‌دولتم که دولتش پاینده با
  2. 2 بر خوان شیران یک شبی بوزینه‌ای همراه شد·استیزه‌رو گر نیستی او از کجا شیر از کجا
  3. 3 بنگر که از شمشیر شه در قهر‌ِمان خون می‌چکد·آخر چه گستاخی است این والله خطا والله خطا
  4. 4 گر طفل شیری پنجه زد بر روی مادر ناگهان·تو دشمن خود نیستی بر وی منه تو پنجه را
  5. 5 آن کاو ز شیران شیر خوَرْد‌، او شیر باشد نیست مرد·بسیار نقش آدمی دیدم که بود آن اژدها
  6. 6 نوح ار چه مردم‌وار بُد طوفان مردم‌خوار بُد·گر هست آتش ذره‌ای آن ذره دارد شعله‌ها
  7. 7 شمشیرم و خون‌ریز من‌، هم نرمم و هم تیز من·همچون جهان فانی‌ام ظاهر خوش و باطن بلا

ganjoor: sh10 · public domain