Divan Šemsa Gazel 1001 Bejt 5 ← prethodno · sljedeće →

Divan Šemsa · غزل شمارهٔ ۱۰۰۱

  1. یاد کن آن را که یکی صبحدم این دلم از زلف تو بندی گشود

G1001:5

Tvoj jezik

Još nema značenja na vašem jeziku — pravi se za cijeli gazel odjednom:

Tumačenje ovog bejta

Još nije napisano — podrobno čitanje ovog bejta u sklopu gazela:

Cijeli gazel ↗

  1. 1 آه در آن شمع منور چه بود·کآتش زد در دل و دل را ربود
  2. 2 ای زده اندر دل من آتشی·سوختم ای دوست بیا زود زود
  3. 3 صورت دل صورت مخلوق نیست·کز رخ دل حسن خدا رو نمود
  4. 4 جز شکرش نیست مرا چاره‌ای·جز لب او نیست مرا هیچ سود
  5. 5 یاد کن آن را که یکی صبحدم·این دلم از زلف تو بندی گشود
  6. 6 جان من اول که بدیدم تو را·جان من از جان تو چیزی شنود
  7. 7 چون دلم از چشمه تو آب خورد·غرقه شد اندر تو و سیلم ربود

ganjoor: sh1001 · public domain