Divan Šemsa› Gazel 102› Bejt 8 ← prethodno · sljedeće →
Divan Šemsa · غزل شمارهٔ ۱۰۲
- ز چاه و آب چَه رنجور گشتیم روانکن چشمههای کوثری را
G102:8
Tvoj jezik
Još nema značenja na vašem jeziku — pravi se za cijeli gazel odjednom:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Tumačenje ovog bejta
Još nije napisano — podrobno čitanje ovog bejta u sklopu gazela:
Cijeli gazel ↗
- 1 سلیمانا بیار انگشتری را·مطیع و بنده کن دیو و پری را
- 2 برآر آواز رُدّوها عَلَیَّ·منوّر کن سرای شش دری را
- 3 برآوردن ز مغرب آفتابی·مسلم شد ضمیر آن سری را
- 4 بدین سان مهتری یابد هر آن کس·که بهر حق گذارد مهتری را
- 5 بنه بر خوان جِفانٍ کالْجَوابی·مکرّم کن نیاز مشتری را
- 6 به کاسی کاسه سر را طرب ده·تو کن مخمور چشم عبهری را
- 7 ز صورتهای غیبی پردهبردار·کسادی ده نقوش آزری را
- 8 ز چاه و آب چَه رنجور گشتیم·روانکن چشمههای کوثری را
- 9 دلا در بزم شاهنشاه دررو·پذیرا شو شراب احمری را
- 10 زر و زن را به جان مپرست زیرا·بر این دو دوخت یزدان کافری را
- 11 جهاد نفس کن زیرا که اجری·برای این دهد شه لشکری را
- 12 دل سیمینبری کز عشق رویش·ز حیرت گم کند زر هم زری را
- 13 بدان دریادلی کز جوش و نوشش·به دست آورد گوهر گوهری را
- 14 که باقی غزل را تو بگویی·به رشک آری تو سحر سامری را
- 15 خمش کردم که پایم گل فرورفت·تو بگشا پر نطق جعفری را
ganjoor: sh102 · public domain