Divan Šemsa Gazel 11 Bejt 10 ← prethodno · sljedeće →

Divan Šemsa · غزل شمارهٔ ۱۱

  1. تا کار جان چون زر شود با دلبران هم‌بر شود پا بود اکنون سر شود‌، که بود اکنون کهربا

G11:10

Tvoj jezik

Još nema značenja na vašem jeziku — pravi se za cijeli gazel odjednom:

Tumačenje ovog bejta

Još nije napisano — podrobno čitanje ovog bejta u sklopu gazela:

Cijeli gazel ↗

  1. 1 ای طوطی عیسی نفس وی بلبل شیرین نوا·هین زُهره را کالیوه کن زان نغمه‌های جان‌فزا
  2. 2 دعوی خوبی کن بیا تا صد عدو و آشنا·با چهره‌ای چون زعفران با چشم تر آید گوا
  3. 3 غم جمله را نالان کند تا مرد و زن افغان کند·که داد ده ما را ز غم‌، کاو گشت در ظلم اژدها
  4. 4 غم را بدرانی شکم با دورباش‌ِ زیر و بم·تا غلغل افتد در عدم از عدل تو ای خوش صدا
  5. 5 ساقی تو ما را یاد کن صد خیک را پرباد کن·ارواح را فرهاد کن در عشق آن شیرین لقا
  6. 6 چون تو سرافیل‌ِ دلی‌، زنده‌کن‌ِ آب و گلی·دردم ز راه مقبلی در گوش ما نفخه خدا
  7. 7 ما همچو خرمن ریخته گندم به کاه آمیخته·هین از نسیم باد‌ِ جان‌، که را ز گندم کن جدا
  8. 8 تا غم به سوی غم رود خرم سوی خرم رود·تا گل به سوی گل رود تا دل برآید بر سما
  9. 9 این دانه‌های نازنین محبوس مانده در زمین·در گوش یک باران خوش موقوف یک باد صبا
  10. 10 تا کار جان چون زر شود با دلبران هم‌بر شود·پا بود اکنون سر شود‌، که بود اکنون کهربا
  11. 11 خاموش کن آخر دمی دستور بودی گفتمی·سرّی که نفکنده‌ست کس در گوش اخوان صفا

ganjoor: sh11 · public domain