Divan Šemsa› Gazel 1222› Bejt 4 ← prethodno · sljedeće →
Divan Šemsa · غزل شمارهٔ ۱۲۲۲
- اگر چه مرغ استادم به دام خواجه افتادم دل و دیده بدو دادم شدم مست و سبکسارش
G1222:4
Tvoj jezik
Još nema značenja na vašem jeziku — pravi se za cijeli gazel odjednom:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Tumačenje ovog bejta
Još nije napisano — podrobno čitanje ovog bejta u sklopu gazela:
Cijeli gazel ↗
- 1 چه دارد در دل آن خواجه که میتابد ز رخسارش·چه خوردست او که میپیچد دو نرگسدان خمارش
- 2 چه باشد در چنان دریا به غیر گوهر گویا·چه باتابست آن گردون ز عکس بحر دربارش
- 3 به کار خویش میرفتم به درویشی خود ناگه·مرا پیش آمد آن خواجه بدیدم پیچ دستارش
- 4 اگر چه مرغ استادم به دام خواجه افتادم·دل و دیده بدو دادم شدم مست و سبکسارش
- 5 بگفت ابروش تکبیری بزد چشمش یکی تیری·دلم از تیر تقدیری شد آن لحظه گرفتارش
- 6 مگر آن خواب دوشینه که من شوریده میدیدم·چنین بودست تعبیرش که دیدم روز بیدارش
- 7 شب تیره اگر دیدی همان خوابی که من دیدم·ز نور روز بگذشتی شعاع و فر انوارش
- 8 چه خواجست این چه خواجست این بنامیزد بنامیزد·هزاران خواجه میزیبد اسیر و بند دیدارش
- 9 کجا خواجه جهان باشد کسی کو بند جان باشد·چو او بنده جهان باشد نباشد خواجگی یارش
ganjoor: sh1222 · public domain