Divan Šemsa Gazel 1337 Bejt 4 ← prethodno · sljedeće →

Divan Šemsa · غزل شمارهٔ ۱۳۳۷

  1. دلا خود را در آیینه چو کژ بینی هرآیینه تو کژ باشی نه آیینه تو خود را راست کن اول

G1337:4

Tvoj jezik

Još nema značenja na vašem jeziku — pravi se za cijeli gazel odjednom:

Tumačenje ovog bejta

Još nije napisano — podrobno čitanje ovog bejta u sklopu gazela:

Cijeli gazel ↗

  1. 1 الا ای رو ترش کرده که تا نبود مرا مدخل·نبشته گرد روی خود صلا نعم الادام الخل
  2. 2 دو سه گام ار ز حرص و کین به حلم آیی عسل جوشی·که عالم‌ها کنی شیرین نمی‌آیی زهی کاهل
  3. 3 غلط دیدم غلط گفتم همیشه با غلط جفتم·که گر من دیدمی رویت نماندی چشم من احول
  4. 4 دلا خود را در آیینه چو کژ بینی هرآیینه·تو کژ باشی نه آیینه تو خود را راست کن اول
  5. 5 یکی می‌رفت در چاهی چو در چه دید او ماهی·مه از گردون ندا کردش من این سویم تو لاتعجل
  6. 6 مجو مه را در این پستی که نبود در عدم هستی·نروید نیشکر هرگز چو کارد آدمی حنظل
  7. 7 خوشی در نفی تست ای جان تو در اثبات می‌جویی·از آن جا جو که می‌آید نگردد مشکل این جا حل
  8. 8 تو آن بطی کز اشتابی ستاره جست در آبی·تو آنی کز برای پا همی‌زد او رگ اکحل
  9. 9 در این پایان در این ساران چو گم گشتند هشیاران·چه سازم من که من در ره چنان مستم که لاتسأل
  10. 10 خدایا دست مست خود بگیر ار نی در این مقصد·ز مستی آن کند با خود که در مستی کند منبل
  11. 11 گرم زیر و زبر کردی به خود نزدیکتر کردی·که صحت آید از دردی چو افشرده شود دنبل
  12. 12 ز بعد این می و مستی چو کار من تو کرده‌ستی·توکل کرده‌ام بر تو صلا ای کاهلان تنبل
  13. 13 توی ای شمس تبریزی نه زین مشرق نه زین مغرب·نه آن شمسی که هر باری کسوف آید شود مختل

ganjoor: sh1337 · public domain