Divan Šemsa› Gazel 1428› Bejt 3 ← prethodno · sljedeće →
Divan Šemsa · غزل شمارهٔ ۱۴۲۸
- دهان مگشای بیهنگام و می ترس از زبان من زبانت گر بود زرین زبان درکش که من گازم
G1428:3
Tvoj jezik
Još nema značenja na vašem jeziku — pravi se za cijeli gazel odjednom:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Tumačenje ovog bejta
Još nije napisano — podrobno čitanje ovog bejta u sklopu gazela:
Cijeli gazel ↗
- 1 همه بازان عجب ماندند در آهنگ پروازم·کبوتر همچو من دیدی که من در جستن بازم
- 2 به هر هنگام هر مرغی به هر پری همیپرد·مگر من سنگ پولادم که در پرواز آغازم
- 3 دهان مگشای بیهنگام و می ترس از زبان من·زبانت گر بود زرین زبان درکش که من گازم
- 4 به دنبل دنبه می گوید مرا نیشی است در باطن·تو را بشکافم ای دنبل گر از آغاز بنوازم
- 5 بمالم بر تو من خود را به نرمی تا شوی ایمن·به ناگاهانت بشکافم که تا دانی چه فن سازم
- 6 دهان مگشای این ساعت ازیرا دنبل خامی·چو وقت آید شوی پخته به کار تو بپردازم
- 7 کدامین شوخ برد از ما که دیده شوخ کردستی·چه خوانی دیده پیهی را که پس فرداش بگدازم
- 8 کمان نطق من بستان که تیر قهر می پرد·که از مستی مبادا تیر سوی خویش اندازم
- 9 یکی سوزی است سازنده عتاب شمس تبریزی·رهم از عالم ناری چو با این سوز درسازم
ganjoor: sh1428 · public domain