Divan Šemsa Gazel 1459 Bejt 3 ← prethodno · sljedeće →

Divan Šemsa · غزل شمارهٔ ۱۴۵۹

  1. گر خویش منی یارا می بین که چه بی‌خویشم ز اسرار چه می پرسی چون شهره و اظهارم

G1459:3

Tvoj jezik

Još nema značenja na vašem jeziku — pravi se za cijeli gazel odjednom:

Tumačenje ovog bejta

Još nije napisano — podrobno čitanje ovog bejta u sklopu gazela:

Cijeli gazel ↗

  1. 1 تا عاشق آن یارم بی‌کارم و بر کارم·سرگشته و پابرجا ماننده پرگارم
  2. 2 ماننده مریخی با ماه و فلک خشمم·وز چرخ کله زرین در ننگم و در عارم
  3. 3 گر خویش منی یارا می بین که چه بی‌خویشم·ز اسرار چه می پرسی چون شهره و اظهارم
  4. 4 جز خون دل عاشق آن شیر نیاشامد·من زاده آن شیرم دلجویم و خون خوارم
  5. 5 رنجورم و می دانی هم فاتحه می خوانی·ای دوست نمی‌بینی کز فاتحه بیمارم
  6. 6 حلاج اشارت گو از خلق به دار آمد·وز تندی اسرارم حلاج زند دارم
  7. 7 اقرار مکن خواجه من با تو نمی‌گویم·من مرده نمی‌شویم من خاره نمی‌خارم
  8. 8 ای منکر مخدومی شمس الحق تبریزی·ز اقرار چو تو کوری بیزارم و بیزارم

ganjoor: sh1459 · public domain