Divan Šemsa› Gazel 1634› Bejt 3 ← prethodno · sljedeće →
Divan Šemsa · غزل شمارهٔ ۱۶۳۴
- نیست غمگین و پراندیشه و بیهوشی جوی تا من او را به می و رطل گران بفریبم
G1634:3
Tvoj jezik
Još nema značenja na vašem jeziku — pravi se za cijeli gazel odjednom:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Tumačenje ovog bejta
Još nije napisano — podrobno čitanje ovog bejta u sklopu gazela:
Cijeli gazel ↗
- 1 عقل گوید که من او را به زبان بفریبم·عشق گوید تو خمش باش به جان بفریبم
- 2 جان به دل گوید رو بر من و بر خویش مخند·چیست کو را نبود تاش بدان بفریبم
- 3 نیست غمگین و پراندیشه و بیهوشی جوی·تا من او را به می و رطل گران بفریبم
- 4 ناوک غمزه او را به کمان حاجت نیست·تا خدنگ نظرش را به کمان بفریبم
- 5 نیست محبوس جهان بسته این عالم خاک·تا من او را به زر و ملک جهان بفریبم
- 6 او فرشتهست اگر چه که به صورت بشر است·شهوتی نیست که او را به زنان بفریبم
- 7 خانه کاین نقش در او هست فرشته برمد·پس کیش من به چنین نقش و نشان بفریبم
- 8 گله اسب نگیرد چو به پر می پرد·خور او نور بود چونش به نان بفریبم
- 9 نیست او تاجر و سوداگر بازار جهان·تا به افسونش به هر سود و زیان بفریبم
- 10 نیست محجوب که رنجور کنم من خود را·آه آهی کنم او را به فغان بفریبم
- 11 سر ببندم بنهم سر که من از دست شدم·رحمتش را به مرض یا خفقان بفریبم
- 12 موی در موی ببیند کژی و فعل مرا·چیست پنهان بر او کش به نهان بفریبم
- 13 نیست شهرت طلب و خسرو شاعرباره·کش به بیت غزل و شعر روان بفریبم
- 14 عزت صورت غیبی خود از آن افزون است·که من او را به جنان یا به جنان بفریبم
- 15 شمس تبریز که بگزیده و محبوب وی است·مگر او را به همان قطب زمان بفریبم
ganjoor: sh1634 · public domain