Divan Šemsa› Gazel 1734› Bejt 5 ← prethodno · sljedeće →
Divan Šemsa · غزل شمارهٔ ۱۷۳۴
- حلاوتی عجبی در بدن پدید آید که از نی و لب مطرب شکر رسید به کام
G1734:5
Tvoj jezik
Još nema značenja na vašem jeziku — pravi se za cijeli gazel odjednom:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Tumačenje ovog bejta
Još nije napisano — podrobno čitanje ovog bejta u sklopu gazela:
Cijeli gazel ↗
- 1 سماع چیست ز پنهانیان دل پیغام·دل غریب بیابد ز نامه شان آرام
- 2 شکفته گردد از این باد شاخههای خرد·گشاده گردد از این زخمه در وجود مسام
- 3 سحر رسد ز ندای خروس روحانی·ظفر رسد ز صدای نقاره بهرام
- 4 عصیر جان به خم جسم تیر می انداخت·چو دف شنید برآرد کفی نشان قوام
- 5 حلاوتی عجبی در بدن پدید آید·که از نی و لب مطرب شکر رسید به کام
- 6 هزار کزدم غم را کنون ببین کشته·هزار دور فرح بین میان ما بیجام
- 7 فسون رقیه کزدم نویس عید رسید·که هست رقیه کزدم به کوی عشق مدام
- 8 ز هر طرف بجهد بیقرار یعقوبی·که بوی پیرهن یوسفی بیافت مشام
- 9 چو جان ما ز نفخت است فیه من روحی·روا بود که نفختش بود شراب و طعام
- 10 چو حشر جمله خلایق به نفخ خواهد بود·ز ذوق زمزمه بجهند مردگان ز منام
- 11 که خاک بر سر جان کسی که افسردهست·اثر نگیرد از آن نفخ و کم بود ز اعدام
- 12 تن و دلی که بنوشید از این رحیق حلال·بر آتش غم هجران حرام گشت حرام
- 13 جمال صورت غیبی ز وصف بیرون است·هزار دیده روشن به وام خواه به وام
- 14 درون توست یکی مه کز آسمان خورشید·ندا همیکندش کای منت غلام غلام
- 15 ز جیب خویش بجو مه چو موسی عمران·نگر به روزن خویش و بگو سلام سلام
- 16 سماع گرم کن و خاطر خران کم جو·که جان جان سماعی و رونق ایام
- 17 زبان خود بفروشم هزار گوش خرم·که رفت بر سر منبر خطیب شهدکلام
ganjoor: sh1734 · public domain