Divan Šemsa› Gazel 1962› Bejt 4 ← prethodno · sljedeće →
Divan Šemsa · غزل شمارهٔ ۱۹۶۲
- مست شد باد و ربود آن زلف را از روی یار چون چراغ روشنی کز وی تو برگیری لگن
G1962:4
Tvoj jezik
Još nema značenja na vašem jeziku — pravi se za cijeli gazel odjednom:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Tumačenje ovog bejta
Još nije napisano — podrobno čitanje ovog bejta u sklopu gazela:
Cijeli gazel ↗
- 1 یار خود را خواب دیدم ای برادر دوش من·بر کنار چشمه خفته در میان نسترن
- 2 حلقه کرده دست بسته حوریان بر گرد او·از یکی سو لاله زار و از یکی سو یاسمن
- 3 باد می زد نرم نرمک بر کنار زلف او·بوی مشک و بوی عنبر می رسید از هر شکن
- 4 مست شد باد و ربود آن زلف را از روی یار·چون چراغ روشنی کز وی تو برگیری لگن
- 5 ز اول این خواب گفتم من که هم آهسته باش·صبر کن تا باخود آیم یک زمان تو دم مزن
ganjoor: sh1962 · public domain