Divan Šemsa› Gazel 2052› Bejt 13 ← prethodno
Divan Šemsa · غزل شمارهٔ ۲۰۵۲
- گویی خموش کن تو خموشم نمیهلی هر موی را ز عشق زبان میکنی مکن
G2052:13
Tvoj jezik
Još nema značenja na vašem jeziku — pravi se za cijeli gazel odjednom:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Tumačenje ovog bejta
Još nije napisano — podrobno čitanje ovog bejta u sklopu gazela:
Cijeli gazel ↗
- 1 ای آنک از میانه کران میکنی مکن·با ما ز خشم روی گران میکنی مکن
- 2 دربند سود خویشی و اندر زیان ما·کس زین نکرد سود زیان میکنی مکن
- 3 راضی شدی که بیش نجویی زیان ما·این از پی رضای کیان میکنی مکن
- 4 بر جای باده سرکه غم میدهی مده·در جوی آب خون چه روان میکنی مکن
- 5 از چهرهام نشاط طرب میبری مبر·بر چهرهام ز دیده نشان میکنی مکن
- 6 مظلوم میکشی و تظلم همیکنی·خود راه میزنی و فغان میکنی مکن
- 7 پایم به کار نیست که سرمست دلبرم·مر مست را بهل چه کشان میکنی مکن
- 8 گویی بیا که بر تو کنم صبر را شبان·بر بره گرگ را چه شبان میکنی مکن
- 9 در روز زاهدی و به شب زاهدان کشی·امشب که آشتی است همان میکنی مکن
- 10 ای دوستان ز رشک تو خصمان همدگر·این دوست را چه دشمن آن میکنی مکن
- 11 گویی که می مخور پس اگر می همیدهی·مخمور را چه خشک دهان میکنی مکن
- 12 گویی چو تیر راست رو اندر هوای ما·پس تیر راست را چه کمان میکنی مکن
- 13 گویی خموش کن تو خموشم نمیهلی·هر موی را ز عشق زبان میکنی مکن
ganjoor: sh2052 · public domain