Divan Šemsa› Gazel 2373› Bejt 2 ← prethodno · sljedeće →
Divan Šemsa · غزل شمارهٔ ۲۳۷۳
- بمشو غره پرستش بمده ریش به دستش وگرت شاه کند او که توی یار یگانه
G2373:2
Tvoj jezik
Još nema značenja na vašem jeziku — pravi se za cijeli gazel odjednom:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Tumačenje ovog bejta
Još nije napisano — podrobno čitanje ovog bejta u sklopu gazela:
Cijeli gazel ↗
- 1 مشنو حیلت خواجه هله ای دزد شبانه·بشلولم بشلولم مجه از روزن خانه
- 2 بمشو غره پرستش بمده ریش به دستش·وگرت شاه کند او که توی یار یگانه
- 3 سوی صحرای عدم رو به سوی باغ ارم رو·می بیدرد نیابی تو در این دور زمانه
- 4 به شه بنده نوازی تو بپر باز چو بازی·به خدا لقمه بازان نخورد هیچ سمانه
- 5 بخورم گر نخورم من بنهد در دهن من·بروم گر نروم من کندم گوش کشانه
- 6 همه میرند ولیکن همه میرند به پیشت·همه تیر ای مه مه رو نپرد سوی نشانه
- 7 ز چه افروخت خیالش رخ خورشیدصفت را·ز کی آموخت خدایا عجب این فعل و بهانه
- 8 چو تو را حسن فزون شد خردم صید جنون شد·چو مرا درد فزون شد بده آن درد مغانه
- 9 چو تو جمعیت جمعی تو در این جمع چو شمعی·چو در این حلقه نگینی مجه ای جان زمانه
- 10 تو اگر نوش حدیثی ز حدیثان خوش او·تو مگو تا که بگوید لب آن قندفسانه
ganjoor: sh2373 · public domain