Divan Šemsa› Gazel 2526› Bejt 3 ← prethodno · sljedeće →
Divan Šemsa · غزل شمارهٔ ۲۵۲۶
- یکی دستش چو قبض آمد یکی دستش چو بسط آمد نداری زین دو بیرون شو گه باش و سفر باری
G2526:3
Tvoj jezik
Još nema značenja na vašem jeziku — pravi se za cijeli gazel odjednom:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Tumačenje ovog bejta
Još nije napisano — podrobno čitanje ovog bejta u sklopu gazela:
Cijeli gazel ↗
- 1 نکو بنگر به روی من نه آنم من که هر باری·ببین دریای شیرینی ببین موج گهر باری
- 2 کی بگریزد ز دست حق کی پرهیزد ز شست حق·قیامت کو که تا بیند به نقد این شور و شر باری
- 3 یکی دستش چو قبض آمد یکی دستش چو بسط آمد·نداری زین دو بیرون شو گه باش و سفر باری
- 4 چو عیسی گر شکر خندی شکرخنده ببین از وی·چو موسی گر کمر بندی بر آن کوه کمر باری
- 5 شدی دربان هر دونی به زیر بام گردونی·به کوی یار ما دررو که بینی بام و در باری
- 6 به شاخ گل همیگفتم چه میرقصی در این گلخن·درآ در باغ جان بنگر شکوفه و شاخ تر باری
- 7 عطارد را همیگفتم به فضل و فن شدی غره·قلم بشکن بیا بشنو پیام نیشکر باری
- 8 به گوش زهره میگفتم که گوشت گرم شد از می·سر اندر بزم سلطان کن ببین سودای سر باری
- 9 چو سوسن صد زبان داری زبان درکش از این زاری·ز غنچه بسته لب بشنو ز خاموشان خبر باری
ganjoor: sh2526 · public domain