Divan Šemsa Gazel 2613 Bejt 8 ← prethodno · sljedeće →

Divan Šemsa · غزل شمارهٔ ۲۶۱۳

  1. در جستن دل بودم بر راه خودش دیدم افتاده در این سودا چون مردم صفرایی

G2613:8

Tvoj jezik

Još nema značenja na vašem jeziku — pravi se za cijeli gazel odjednom:

Tumačenje ovog bejta

Još nije napisano — podrobno čitanje ovog bejta u sklopu gazela:

Cijeli gazel ↗

  1. 1 ای شادی آن روزی کز راه تو بازآیی·در روزن جان تابی چون ماه ز بالایی
  2. 2 زان ماه پرافزایش آن فارغ از آرایش·این فرش زمینی را چون عرش بیارایی
  3. 3 بس عاقل پابسته کز خویش شود رسته·بس جان که ز سر گیرد قانون شکرخایی
  4. 4 زین منزل شش گوشه بی‌مرکب و بی‌توشه·بس قافله ره یابد در عالم بی‌جایی
  5. 5 روشن کن جان من تا گوید جان با تن·کامروز مرا بنگر ای خواجه فردایی
  6. 6 تو آبی و من جویم جز وصل تو کی جویم·رونق نبود جو را چون آب بنگشایی
  7. 7 ای شاد تو از پیشی یعنی ز همه بیشی·والله که چو با خویشی از خویش نیاسایی
  8. 8 در جستن دل بودم بر راه خودش دیدم·افتاده در این سودا چون مردم صفرایی
  9. 9 شمس الحق تبریزی پالود مرا هجرت·جز عشق نبینی گر صد بار بپالایی

ganjoor: sh2613 · public domain