Divan Šemsa› Gazel 2708› Bejt 7 ← prethodno · sljedeće →
Divan Šemsa · غزل شمارهٔ ۲۷۰۸
- گلوی جان بسوزید از حلاوت چنین شیرین چنین حلوا چرایی
G2708:7
Tvoj jezik
Još nema značenja na vašem jeziku — pravi se za cijeli gazel odjednom:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Tumačenje ovog bejta
Još nije napisano — podrobno čitanje ovog bejta u sklopu gazela:
Cijeli gazel ↗
- 1 تو هر روزی از آن پشته برآیی·کنی مر تشنه جانان را سقایی
- 2 تو هر صبحی جهان را نور بخشی·که جان جان خورشید سمایی
- 3 مباد آن روز کز تو بازماند·دو دیدهای چراغ و روشنایی
- 4 تو دریایی و میگویی جهان را·درآ در من بیاموز آشنایی
- 5 لب و لنج کفوری را دریدی·بدان دریای امواج عطایی
- 6 گشادی چشم و گوش خاکیان را·همه حیران که چون بر میگشایی
- 7 گلوی جان بسوزید از حلاوت·چنین شیرین چنین حلوا چرایی
- 8 اگر چون آسیا گردم شب و روز·ز تو باشد که آب آسیایی
- 9 وگر این آسیا جوید سکونت·ز چرخ تو نمییابد رهایی
- 10 هر آن سنگی که در چرخش کشیدی·بیابد کان بیابد کیمیایی
- 11 به تو جنبد جهان جان جهانی·اگر چه او نداند که کجایی
ganjoor: sh2708 · public domain