Divan Šemsa Gazel 2987 Bejt 9 ← prethodno · sljedeće →

Divan Šemsa · غزل شمارهٔ ۲۹۸۷

  1. ای آفتاب از تو خجل در چه مشرقی وی زهر ناب با تو چو حلوا چگونه‌ای

G2987:9

Tvoj jezik

Još nema značenja na vašem jeziku — pravi se za cijeli gazel odjednom:

Tumačenje ovog bejta

Još nije napisano — podrobno čitanje ovog bejta u sklopu gazela:

Cijeli gazel ↗

  1. 1 ای جان و ای دو دیده بینا چگونه‌ای·وی رشک ماه و گنبد مینا چگونه‌ای
  2. 2 ای ما و صد چو ما ز پی تو خراب و مست·ما بی‌تو خسته‌ایم تو بی‌ما چگونه‌ای
  3. 3 آن جا که با تو نیست چو سوراخ کژدم است·و آن جا که جز تو نیست تو آن جا چگونه‌ای
  4. 4 ای جان تو در گزینش جان‌ها چه می‌کنی·وی گوهری فزوده ز دریا چگونه‌ای
  5. 5 ای مرغ عرش آمده در دام آب و گل·در خون و خلط و بلغم و صفرا چگونه‌ای
  6. 6 زان گلشن لطیف به گلخن فتاده‌ای·با اهل گولخن به مواسا چگونه‌ای
  7. 7 ای کوه قاف صبر و سکینه چه صابری·وی عزلتی گرفته چو عنقا چگونه‌ای
  8. 8 عالم به توست قائم و تو در چه عالمی؟·تن‌ها به توست زنده تو تنها چگونه‌ای
  9. 9 ای آفتاب از تو خجل در چه مشرقی·وی زهر ناب با تو چو حلوا چگونه‌ای
  10. 10 زیر و زبر شدیمت بی‌زیر و بی‌زبر·ای درفکنده فتنه و غوغا چگونه‌ای
  11. 11 گر غایبی ز دل تو در این دل چه می‌کنی·ور در دلی ز دوده سودا چگونه‌ای
  12. 12 ای شاه شمس مفخر تبریز بی‌نظیر·در قاب قوس قرب و در ادنی چگونه‌ای

ganjoor: sh2987 · public domain