Divan Šemsa Gazel 3064 Bejt 9 ← prethodno · sljedeće →

Divan Šemsa · غزل شمارهٔ ۳۰۶۴

  1. هوس نشسته که فردا چنین کنیم و چنان خبر ندارد کو را نماند فردایی

G3064:9

Tvoj jezik

Još nema značenja na vašem jeziku — pravi se za cijeli gazel odjednom:

Tumačenje ovog bejta

Još nije napisano — podrobno čitanje ovog bejta u sklopu gazela:

Cijeli gazel ↗

  1. 1 ز بامداد دلم می‌پرد به سودایی·چو وام دار مرا می‌کند تقاضایی
  2. 2 عجب به خواب چه دیده‌ست دوش این دل من·که هست در سرم امروز شور و صفرایی
  3. 3 ولی دلم چه کند چون موکلان قضا·همی‌رسند پیاپی به دل ز بالایی
  4. 4 پرست خانه دل از موکل عجمی·که نیست یک سر سوزن بهانه را جایی
  5. 5 بهانه نیست وگر هست کو زبان و دلی·گریز نیست وگر هست کو مرا پایی
  6. 6 جهان که آمد و ما همچو سیل از سر کوه·روان و رقص کنانیم تا به دریایی
  7. 7 اگر چه سیل بنالد ز راه ناهموار·قدم قدم بودش در سفر تماشایی
  8. 8 چگونه زار ننالم من از کسی که گرفت·به هر دو دست و دهان او مرا چو سرنایی
  9. 9 هوس نشسته که فردا چنین کنیم و چنان·خبر ندارد کو را نماند فردایی
  10. 10 غلام عشقم کو نقد وقت می‌جوید·نه وعده دارد و نه نسیه‌ای و نی رایی

ganjoor: sh3064 · public domain