Divan Šemsa› Gazel 3128› Bejt 10 ← prethodno
Divan Šemsa · غزل شمارهٔ ۳۱۲۸
- خمش کن مباف این دم از بهر برد چو در برد ماندی تو خود اطلسی
G3128:10
Tvoj jezik
Još nema značenja na vašem jeziku — pravi se za cijeli gazel odjednom:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Tumačenje ovog bejta
Još nije napisano — podrobno čitanje ovog bejta u sklopu gazela:
Cijeli gazel ↗
- 1 تو هر چند صدری شه مجلسی·ز هستی نرستی در این محبسی
- 2 بده وام جان گر وجوهیت هست·درآ مفلسانه اگر مفلسی
- 3 غریبان برستند و تو حبس غم·گه از بیکسی و گه از ناکسی
- 4 در این راه بیراه اگر سابقی·چو واگردد این کاروان واپسی
- 5 لطیفانِ خوشچشم هستند لیک·به چشمت نیایند زیرا خسی
- 6 نه بازی که صیاد شاهان شوی·برو سوی مردار چون کرکسی
- 7 نهای شاخ تر و پذیرای آب·نه درخورد باغ و زر و مغرسی
- 8 برو سوی جمعی چو در وحشتی·بیفروز شمعی، چرا مفلسی؟
- 9 چو استارگان اندر این برج خاک·گهی کُنّسی و گهی خُنّسی
- 10 خمش کن مباف این دم از بهر برد·چو در برد ماندی تو خود اطلسی
ganjoor: sh3128 · public domain