Divan Šemsa› Gazel 398› Bejt 6 ← prethodno · sljedeće →
Divan Šemsa · غزل شمارهٔ ۳۹۸
- او سر است و ما چو دستار اندر او پیچیدهایم از شراب آن سری گردد سر و دستار مست
G398:6
Tvoj jezik
Još nema značenja na vašem jeziku — pravi se za cijeli gazel odjednom:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Tumačenje ovog bejta
Još nije napisano — podrobno čitanje ovog bejta u sklopu gazela:
Cijeli gazel ↗
- 1 از سقاهم ربهم بین جمله ابرار مست·وز جمال لایزالی هفت و پنج و چار مست
- 2 این قیامت بین که گویی آشکارا شد ز غیب·خم و کوزه حوض کوثر از می جبار مست
- 3 تن چو سایه بر زمین و جان پاک عاشقان·در بهشت عشق تجری تحتها الانهار مست
- 4 چون فزون گردد تجلی از جمال حق ببین·ذره ذره هر دو عالم گشته موسی وار مست
- 5 از تقاضاهای مستان وز جواب لن تران·در شفاعت مو به موی احمد مختار مست
- 6 او سر است و ما چو دستار اندر او پیچیدهایم·از شراب آن سری گردد سر و دستار مست
- 7 یوسف مصری فروکن سر به مصر اندرنگر·شهر پرآشوب بین و جمله بازار مست
- 8 گر بگویم ای برادر خیره مانی زین عجب·عرش و کرسی آسمانها این همه کردار مست
- 9 شمس تبریزی برآمد در دلم بزمی نهاد·از شراب عشق گشتست این در و دیوار مست
ganjoor: sh398 · public domain