Divan Šemsa› Gazel 445› Bejt 10 ← prethodno · sljedeće →
Divan Šemsa · غزل شمارهٔ ۴۴۵
- در فقر عهد کردم تا حرف کم کنم اما گلی که دید که پهلویش خار نیست
G445:10
Tvoj jezik
Još nema značenja na vašem jeziku — pravi se za cijeli gazel odjednom:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Tumačenje ovog bejta
Još nije napisano — podrobno čitanje ovog bejta u sklopu gazela:
Cijeli gazel ↗
- 1 این طرفه آتشی که دمی برقرار نیست·گر نزد یار باشد وگر نزد یار نیست
- 2 صورت چه پای دارد کو را ثبات نیست·معنی چه دست گیرد چون آشکار نیست
- 3 عالم شکارگاه و خلایق همه شکار·غیر نشانهای ز امیر شکار نیست
- 4 هر سوی کار و بار که ما میر و مهتریم·وان سو که بارگاه امیرست بار نیست
- 5 ای روح دست برکن و بنمای رنگ خوش·کاینها همه به جز کف و نقش و نگار نیست
- 6 هر جا غبار خیزد آن جای لشکرست·کآتش همیشه بیتف و دود و بخار نیست
- 7 تو مرد را ز گرد ندانی چه مردیست·در گرد مرد جوی که با گرد کار نیست
- 8 ای نیکبخت اگر تو نجویی بجویدت·جویندهای که رحمت وی را شمار نیست
- 9 سیلت چو دررباید دانی که در رهش·هست اختیار خلق ولیک اختیار نیست
- 10 در فقر عهد کردم تا حرف کم کنم·اما گلی که دید که پهلویش خار نیست
- 11 ما خار این گلیم برادر گواه باش·این جنس خار بودن فخرست عار نیست
ganjoor: sh445 · public domain