Divan Šemsa› Gazel 580› Bejt 6 ← prethodno · sljedeće →
Divan Šemsa · غزل شمارهٔ ۵۸۰
- چو کار جان به جان آمد ندای الامان آمد که لشکرهای عشق او به دروازه حصار آمد
G580:6
Tvoj jezik
Još nema značenja na vašem jeziku — pravi se za cijeli gazel odjednom:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Tumačenje ovog bejta
Još nije napisano — podrobno čitanje ovog bejta u sklopu gazela:
Cijeli gazel ↗
- 1 صلا یا ایها العشاق کان مه رو نگار آمد·میان بندید عشرت را که یار اندر کنار آمد
- 2 بشارت می پرستان را که کار افتاد مستان را·که بزم روح گستردند و باده بیخمار آمد
- 3 قیامت در قیامت بین نگار سروقامت بین·کز او عالم بهشتی شد هزاران نوبهار آمد
- 4 چو او آب حیات آمد چرا آتش برانگیزد·چو او باشد قرار جان چرا جان بیقرار آمد
- 5 درآ ساقی دگرباره بکن عشاق را چاره·که آهوچشم خون خواره چو شیر اندر شکار آمد
- 6 چو کار جان به جان آمد ندای الامان آمد·که لشکرهای عشق او به دروازه حصار آمد
- 7 رود جان بداندیشش به شمشیر و کفن پیشش·که هر که از عشق برگردد به آخر شرمسار آمد
- 8 نه اول ماند و نی آخر مرا در عشق آن فاخر·که عاشق همچو نی آمد و عشق او چو نار آمد
- 9 اگر چه لطف شمس الدین تبریزی گذر دارد·ز باد و آب و خاک و نار جان هر چهار آمد
ganjoor: sh580 · public domain