Divan Šemsa› Gazel 600› Bejt 9 ← prethodno · sljedeće →
Divan Šemsa · غزل شمارهٔ ۶۰۰
- خورشید به هر برجی مسعود و بهی باشد اما کر و فر خود در برج حمل دارد
G600:9
Tvoj jezik
Još nema značenja na vašem jeziku — pravi se za cijeli gazel odjednom:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Tumačenje ovog bejta
Još nije napisano — podrobno čitanje ovog bejta u sklopu gazela:
Cijeli gazel ↗
- 1 جامم بشکست ای جان پهلوش خلل دارد·در جمع چنین مستان جامی چه محل دارد
- 2 گر بشکند این جامم من غصه نیاشامم·جامی دگر آن ساقی در زیر بغل دارد
- 3 جامست تن خاکی جانست می پاکی·جامی دگرم بخشد کاین جام علل دارد
- 4 ساقی وفاداری کز مهر کله دارد·ساقی که قبای او از حلم تگل دارد
- 5 شادی و فرح بخشد دل را که دژم باشد·تیزی نظر بخشد گر چشم سبل دارد
- 6 عقلی که بر این روزن شد حارس این خانه·خاک در او گردد گر علم و عمل دارد
- 7 شهمات کجا گردد آن کو رخ شه بیند·کی تلخ شود آن کو دریای عسل دارد
- 8 از آب حیات او آن کس که کشد گردن·در عین حیات خود صد مرگ و اجل دارد
- 9 خورشید به هر برجی مسعود و بهی باشد·اما کر و فر خود در برج حمل دارد
- 10 جز صورت عشق حق هر چیز که من دیدم·نیمیش دروغ آمد نیمیش دغل دارد
- 11 چندان لقبش گفتم از کامل و از ناقص·از غایت بیمثلی صد گونه مثل دارد
ganjoor: sh600 · public domain