Divan Šemsa Gazel 609 Bejt 3 ← prethodno · sljedeće →

Divan Šemsa · غزل شمارهٔ ۶۰۹

  1. آن را که شفا دانی، درد تو از آن باشد وان را که وفا خوانی، آن مکر و فسون باشد

G609:3

Tvoj jezik

Još nema značenja na vašem jeziku — pravi se za cijeli gazel odjednom:

Tumačenje ovog bejta

Još nije napisano — podrobno čitanje ovog bejta u sklopu gazela:

Cijeli gazel ↗

  1. 1 در خانهٔ غم بودن، از همّت دون باشد·و اندر دل دون‌همّت، اسرارِ تو چون باشد؟!
  2. 2 بر هر چه همی‌ لرزی، می‌دان که همان ارزی·زین روی دلِ عاشق، از عرش فزون باشد
  3. 3 آن را که شفا دانی، درد تو از آن باشد·وان را که وفا خوانی، آن مکر و فسون باشد
  4. 4 آن جای که عشق آمد، جان را چه محل باشد؟!·هر عقل کجا پرّد، آن جا که جنون باشد؟
  5. 5 سیمرغ دلِ عاشق، در دام کجا گنجد؟!·پرواز چنین مرغی، از کون برون باشد
  6. 6 بر گرد خسان گردد چون چرخ، دل تاری·آن دل که چنین گردد، او را چه سکون باشد؟!
  7. 7 جام میِ موسی کش، شمس الحق تبریزی·تا آب شود پیشت، هر نیل که خون باشد

ganjoor: sh609 · public domain