Čitaj› Knjiga 1› Odjeljak 171 ← prethodno · sljedeće →
بخش ۱۷۱ - بیان آنک فتح طلبیدن مصطفی صلی الله علیه و سلم مکه را و غیر مکه را جهت دوستی ملک دنیا نبود چون فرموده است الدنیا جیفة بلک بامر بود
Objašnjenje da Poslanik, a.s., nije tražio osvajanje Meke i drugih mjesta iz ljubavi prema dunjalučkoj vlasti, jer je rekao: Dunjaluk je strvina, već je to bilo po Božjoj naredbi
- M1:3958 جهد پیغامبر به فتح مکه همکی بود در حب دنیا متهم
- M1:3959 آنک او از مخزن هفت آسمانچشم و دل بر بست روز امتحان
- M1:3960 از پی نظارهٔ او حور و جانپر شده آفاق هر هفت آسمان
- M1:3961 خویشتن آراسته از بهر اوخود ورا پروای غیر دوست کو
- M1:3962 آنچنان پر گشته از اجلال حقکه درو هم ره نیابد آل حق
- M1:3963 لا یسع فینا نبی مرسلوالملک و الروح ایضا فاعقلوا
- M1:3964 گفت مازاغیم همچون زاغ نهمست صباغیم مست باغ نه
- M1:3965 چونک مخزنهای افلاک و عقولچون خسی آمد بر چشم رسول
- M1:3966 پس چه باشد مکه و شام و عراقکه نماید او نَبَرد و اشتیاق
- M1:3967 آن گمان بر وی ضمیر بد کندکو قیاس از جهل و حرص خود کند
- M1:3968 آبگینهٔ زرد چون سازی نقابزرد بینی جمله نور آفتاب
- M1:3969 بشکن آن شیشهٔ کبود و زرد راتا شناسی گرد را و مرد را
- M1:3970 گَرد فارِس گِرد سر افراشتهگَرد را تو مرد حق پنداشته
- M1:3971 گرد دید ابلیس و گفت این فرع طینچون فزاید بر من آتشجبین
- M1:3972 تا تو میبینی عزیزان را بشردانک میراث بلیسست آن نظر
- M1:3973 گر نه فرزندی، بلیسی ای عنیدپس به تو میراث آن سگ چون رسید
- M1:3974 من نیم سگ، شیر حقم حقپرستشیر حق آنست کز صورت برست
- M1:3975 شیر دنیا جوید اشکاری و برگشیر مولی جوید آزادی و مرگ
- M1:3976 چونک اندر مرگ بیند صد وجودهمچو پروانه بسوزاند وجود
- M1:3977 شد هوای مرگ طوق صادقانکه جهودان را بد این دم امتحان
- M1:3978 در نبی فرمود کای قوم یهودصادقان را مرگ باشد گنج و سود
- M1:3979 همچنانک آرزوی سود هستآرزوی مرگ بردن زان بهست
- M1:3980 ای جهودان بهر ناموس کسانبگذرانید این تمنا بر زبان
- M1:3981 یک جهودی این قدر زهره نداشتچون محمد این علم را بر فراشت
- M1:3982 گفت اگر رانید این را بر زبانیک یهودی خود نماند در جهان
- M1:3983 پس یهودان مال بردند و خراجکه مکن رسوا تو ما را ای سراج
- M1:3984 این سخن را نیست پایانی پدیددست با من ده چو چشمت دوست دید