Čitaj› Knjiga 1› Odjeljak 22 ← prethodno · sljedeće →
بخش ۲۲ - تخلیط وزیر در احکام انجیل
Vezirsko iskrivljivanje propisa Evanđelja
- M1:469 ساخت طوماری به نام هر یکینقش هر طومارْ دیگر مَسلکی
- M1:470 حُکمهای هر یکی نوعی دگراین خلافِ آن ز پایان تا به سَر
- M1:471 در یکی راهِ ریاضت را و جوعرکن توبه کرده و شرط رجوع
- M1:472 در یکی گفته ریاضت سود نیستاندرین ره مَخلَصی جز جود نیست
- M1:473 در یکی گفته که جوع و جود توشِرک باشد از تو با معبود تو
- M1:474 جز توکّل جز که تسلیمِ تمامدر غم و راحت همه مکرست و دام
- M1:475 در یکی گفته که واجب خدمتستور نه اندیشهٔ توکّل تُهمتَست
- M1:476 در یکی گفته که امر و نهیهاستبهر کردن نیست، شرحِ عجزِ ماست
- M1:477 تا که عجزِ خود بینیم اندر آنقدرت او را بدانیم آن زمان
- M1:478 در یکی گفته که عجز خود مبینکفرِ نعمت کردن است آن عجزْ هین
- M1:479 قدرت خود بین که این قدرت ازوستقدرتِ تو نعمتِ او دان که هوست
- M1:480 در یکی گفته کزین دو بَر گذربُت بود هر چه بگنجد در نظر
- M1:481 در یکی گفته مکُش این شمع راکاین نظر چون شمع آمد جمع را
- M1:482 از نظر چون بگذری و از خیالکُشتهباشی نیمشب شمعِ وصال
- M1:483 در یکی گفته بکُش باکی مدارتا عوض بینی نظر را صد هزار
- M1:484 که ز کُشتن شمعِ جان افزون شودلیلیات از صبرِ تو مجنون شود
- M1:485 ترک دنیا هر که کرد از زُهدِ خویشبیش آید پیش او دنیا و بیش
- M1:486 در یکی گفته که آنچت داد حقبر تو شیرین کرد در ایجادْ حق
- M1:487 بر تو آسان کرد و خَوش آن را بگیرخویشتن را در مَیفکن در زحیر
- M1:488 در یکی گفته که بگذار آنِ خوَدکان قبول طبع تو رَدَّست و بَد
- M1:489 راههای مختلف آسان شدستهر یکی را ملّتی چون جان شدست
- M1:490 گر میّسر کردنِ حق ره بُدیهر جهود و گبر ازو آگه بُدی
- M1:491 در یکی گفته میسّر آن بودکه حیاتِ دل غذای جان بود
- M1:492 هرچه ذوقِ طبع باشد، چون گذشتبَر نه آرَد همچو شوره رَیع و کشت
- M1:493 جز پشیمانی نباشد رَیع اوجز خسارت پیش نارد بَیع او
- M1:494 آن میسَّر نبود اندر عاقبتنام او باشد معسَّر عاقبت
- M1:495 تو معسّر از میسّر بازدانعاقبت بنگر جمال این و آن
- M1:496 در یکی گفته که استادی طلبعاقبتبینی نیابی در حسب
- M1:497 عاقبت دیدند هر گون ملّتیلاجرم گشتند اسیر زلّتی
- M1:498 عاقبتدیدن نباشد دستبافورنه کی بودی ز دینها اختلاف
- M1:499 در یکی گفته که اُستا هم تویزانک استا را شناسا هم توی
- M1:500 مرد باش و سُخرهٔ مردان مشورو سَر خود گیر و سرگردان مشو
- M1:501 در یکی گفته که «این جمله یکیستهر که او دو بیند احوَل مردکیست
- M1:502 در یکی گفته که صد یک چون بوداین کی اندیشد مگر مجنون بود
- M1:503 هر یکی قولیست ضِدّ همدگرچون یکی باشد یکی زهر و شکر
- M1:504 تا ز زهر و از شکر در نگذریکی تو از گلزار وحدت بو بری
- M1:505 این نمط وین نوع دَه طومار و دوبر نوشت آن دین عیسی را عَدو