Čitaj› Knjiga 1› Odjeljak 86 ← prethodno · sljedeće →
بخش ۸۶ - دیدن خواجه طوطیان هندوستان را در دشت و پیغام رسانیدن از آن طوطی
Trgovac vidi papagaje Hindustana u polju i prenosi poruku od papagaja
- M1:1593 چونک تا اقصای هندستان رسیددر بیابان طوطیی چندی بدید
- M1:1594 مرکب استانید پس آواز دادآن سلام و آن امانت باز داد
- M1:1595 طوطیی زان طوطیان لرزید بساوفتاد و مُرد و بگسستش نفس
- M1:1596 شد پشیمان خواجه از گفت خبرگفت رفتم در هلاک جانور
- M1:1597 این مگر خویشست با آن طوطیکاین مگر دو جسم بود و روح یک
- M1:1598 این چرا کردم چرا دادم پیامسوختم بیچاره را زین گفتِ خام
- M1:1599 این زبان چون سنگ و هم آهن وشستوانچ بجهد از زبان چون آتشست
- M1:1600 سنگ و آهن را مزن بر هم گزافگه ز روی نقل و گه از روی لاف
- M1:1601 زانک تاریکست و هر سو پنبهزاردرمیان پنبه چون باشد شرار
- M1:1602 ظالم آن قومی که چشمان دوختندزان سخنها عالمی را سوختند
- M1:1603 عالمی را یک سخن ویران کندروبهان مرده را شیران کند
- M1:1604 جانها در اصل خود عیسیدمندیک زمان زخمند و گاهی مرهمند
- M1:1605 گر حجاب از جانها بر خاستیگفت هر جانی مسیحآساستی
- M1:1606 گر سخن خواهی که گویی چون شکرصبر کن از حرص و این حلوا مخور
- M1:1607 صبر باشد مشتهای زیرکانهست حلوا آرزوی کودکان
- M1:1608 هرکه صبر آورد گردون بر رودهر که حلوا خورد واپستر رود