Čitaj Knjiga 4 Odjeljak 87 ← prethodno · sljedeće →

بخش ۸۷ - چاره اندیشیدن آن ماهی نیم‌عاقل و خود را مرده کردن

Snalažljivost polupame ribe i njeno pretvaranje da je mrtva

  1. M4:2263 گفت ماهی دگر وقت بلاچونک ماند از سایهٔ عاقل جدا
  2. M4:2264 کو سوی دریا شد و از غم عتیقفوت شد از من چنان نیکو رفیق
  3. M4:2265 لیک زان نندیشم و بر خود زنمخویشتن را این زمان مرده کنم
  4. M4:2266 پس برآرم اشکم خود بر زبرپشت زیر و می‌روم بر آب بر
  5. M4:2267 می‌روم بر وی چنانک خس رودنی بسباحی چنانک کس رود
  6. M4:2268 مرده گردم خویش بسپارم به آبمرگ پیش از مرگ امنست از عذاب
  7. M4:2269 مرگ پیش از مرگ امنست ای فتیاین چنین فرمود ما را مصطفی
  8. M4:2270 گفت موتواکلکم من قبل انیاتی الموت تموتوا بالفتن
  9. M4:2271 هم‌چنان مرد و شکم بالا فکندآب می‌بردش نشیب و گه بلند
  10. M4:2272 هر یکی زان قاصدان بس غصه بردکه دریغا ماهی بهتر بمرد
  11. M4:2273 شاد می‌شد او کز آن گفت دریغپیش رفت این بازیم رستم ز تیغ
  12. M4:2274 پس گرفتش یک صیاد ارجمندپس برو تف کرد و بر خاکش فکند
  13. M4:2275 غلط غلطان رفت پنهان اندر آبماند آن احمق همی‌کرد اضطراب
  14. M4:2276 از چپ و از راست می‌جست آن سلیمتا بجهد خویش برهاند گلیم
  15. M4:2277 دام افکندند و اندر دام مانداحمقی او را در آن آتش نشاند
  16. M4:2278 بر سر آتش به پشت تابه‌ایبا حماقت گشت او همخوابه‌ایی
  17. M4:2279 او همی جوشید از تف سعیرعقل می‌گفتش الم یاتک نذیر
  18. M4:2280 او همی‌گفت از شکنجه وز بلاهم‌چو جان کافران قالوا بلی
  19. M4:2281 باز می‌گفت او که گر این بار منوا رهم زین محنت گردن‌شکن
  20. M4:2282 من نسازم جز به دریایی وطنآبگیری را نسازم من سکن
  21. M4:2283 آب بی‌حد جویم و آمن شومتا ابد در امن و صحت می‌روم