Čitaj› Knjiga 5› Odjeljak 151 ← prethodno · sljedeće →
بخش ۱۵۱ - دو بار دست و پای امیر را بوسیدن و لابه کردن شفیعان و همسایگان زاهد
Zagovornici i susjedi asketa dvaput su poljubili emiru ruke i noge i preklinjali ga
- M5:3557 آن شفیعان از دم هیهای اوچند بوسیدند دست و پای او
- M5:3558 کای امیر از تو نشاید کین کشیگر بشد باده تو بیباده خوشی
- M5:3559 باده سرمایه ز لطف تو بردلطف آب از لطف تو حسرت خورد
- M5:3560 پادشاهی کن ببخشش ای رحیمای کریم ابن الکریم ابن الکریم
- M5:3561 هر شرابی بندهٔ این قد و خدجمله مستان را بود بر تو حسد
- M5:3562 هیچ محتاج می گلگون نهایترک کن گلگونه تو گلگونهای
- M5:3563 ای رخ چون زهرهات شمس الضحیای گدای رنگ تو گلگونهها
- M5:3564 باده کاندر خنب میجوشد نهانز اشتیاق روی تو جوشد چنان
- M5:3565 ای همه دریا چه خواهی کرد نموی همه هستی چه میجویی عدم
- M5:3566 ای مه تابان چه خواهی کرد گردای که مه در پیش رویت رویزرد
- M5:3567 تاج کرمناست بر فرق سرتطوق اعطیناک آویز برت
- M5:3568 تو خوش و خوبی و کان هر خوشیتو چرا خود منت باده کشی
- M5:3569 جوهرست انسان و چرخ او را عرضجمله فرع و پایهاند و او غرض
- M5:3570 ای غلامت عقل و تدبیرات و هوشچون چنینی خویش را ارزان فروش
- M5:3571 خدمتت بر جمله هستی مفترضجوهری چون نجده خواهد از عرض
- M5:3572 علم جویی از کتبها ای فسوسذوق جویی تو ز حلوا ای فسوس
- M5:3573 بحر علمی در نمی پنهان شدهدر سه گز تن عالمی پنهان شده
- M5:3574 می چه باشد یا سماع و یا جماعتا بجویی زو نشاط و انتفاع
- M5:3575 آفتاب از ذرهای شد وام خواهزهرهای از خمرهای شد جامخواه
- M5:3576 جان بیکیفی شده محبوس کیفآفتابی حبس عقده اینت حیف ❋