Čitaj Knjiga 6 Odjeljak 37 ← prethodno · sljedeće →

بخش ۳۷ - در بیان آنک مصطفی علیه‌السلام شنید کی عیسی علیه‌السلام بر روی آب رفت فرمود لو ازداد یقینه لمشی علی الهواء

U objašnjenju da je Poslanik, a.s., čuo da je Isa, a.s., hodao po vodi, pa je rekao: Kad bi se njegova sigurnost povećala, hodao bi po zraku

  1. M6:1185 هم‌چو عیسی بر سرش گیرد فراتکه ایمنی از غرقه در آب حیات
  2. M6:1186 گوید احمد گر یقینش افزون بدیخود هوایش مرکب و مامون بدی
  3. M6:1187 هم‌چو من که بر هوا راکب شدمدر شب معراج مستصحب شدم
  4. M6:1188 گفت چون باشد سگی کوری پلیدجست او از خواب خود را شیر دید
  5. M6:1189 نه چنان شیری که کس تیرش زندبل ز بیمش تیغ و پیکان بشکند
  6. M6:1190 کور بر اشکم رونده هم‌چو مارچشمها بگشاد در باغ و بهار
  7. M6:1191 چون بود آن چون که از چونی رهیددر حیاتستان بی‌چونی رسید
  8. M6:1192 گشت چونی‌بخش اندر لامکانگرد خوانش جمله چونها چون سگان
  9. M6:1193 او ز بی‌چونی دهدشان استخواندر جنابت تن زن این سوره مخوان
  10. M6:1194 تا ز چونی غسل ناری تو تمامتو برین مصحف منه کف ای غلام
  11. M6:1195 گر پلیدم ور نظیفم ای شهاناین نخوانم پس چه خوانم در جهان
  12. M6:1196 تو مرا گویی که از بهر ثوابغسل ناکرده مرو در حوض آب
  13. M6:1197 از برون حوض غیر خاک نیستهر که او در حوض ناید پاک نیست
  14. M6:1198 گر نباشد آبها را این کرمکو پذیرد مر خبث را دم به دم
  15. M6:1199 وای بر مشتاق و بر اومید اوحسرتا بر حسرت جاوید او
  16. M6:1200 آب دارد صد کرم صد احتشامکه پلیدان را پذیرد والسلام
  17. M6:1201 ای ضیاء الحق حسام‌الدین که نورپاسبان تست از شر الطیور
  18. M6:1202 پاسبان تست نور و ارتقاشای تو خورشید مستر از خفاش
  19. M6:1203 چیست پرده پیش روی آفتابجز فزونی شعشعه و تیزی تاب
  20. M6:1204 پردهٔ خورشید هم نور ربستبی‌نصیب از وی خفاشست و شبست
  21. M6:1205 هر دو چون در بعد و پرده مانده‌اندیا سیه‌رو یا فسرده مانده‌اند
  22. M6:1206 چون نبشتی بعضی از قصهٔ هلالداستان بدر آر اندر مقال
  23. M6:1207 آن هلال و بدر دارند اتحاداز دوی دورند و از نقص و فساد
  24. M6:1208 آن هلال از نقص در باطن بریستآن به ظاهر نقص تدریج آوریست
  25. M6:1209 درس گوید شب به شب تدریج رادر تانی بر دهد تفریج را
  26. M6:1210 در تانی گوید ای عجول خامپایه‌پایه بر توان رفتن به بام
  27. M6:1211 دیگ را تدریج و استادانه جوشکار ناید قلیهٔ دیوانه جوش
  28. M6:1212 حق نه قادر بود بر خلق فلکدر یکی لحظه به کن بی‌هیچ شک
  29. M6:1213 پس چرا شش روز آن را درکشیدکل یوم الف عام ای مستفید
  30. M6:1214 خلقت طفل از چه اندر نه مه‌استزانک تدریج از شعار آن شه‌است
  31. M6:1215 خلقت آدم چرا چل صبح بوداندر آن گل اندک‌اندک می‌فزود
  32. M6:1216 نه چو تو ای خام که اکنون تاختیطفلی و خود را تو شیخی ساختی
  33. M6:1217 بر دویدی چون کدو فوق همهکو ترا پای جهاد و ملحمه
  34. M6:1218 تکیه کردی بر درختان و جداربر شدی ای اقرعک هم قرع‌وار
  35. M6:1219 اول ار شد مرکبت سرو سهیلیک آخر خشک و بی‌مغزی تهی
  36. M6:1220 رنگ سبزت زرد شد ای قرع زودزانک از گلگونه بود اصلی نبود