Lesen Buch 1 Siddiqa fragt den Propheten: „Was war der Grund für den heutigen Regen?“ Vers 2074

M1:2074 — هوشیاری زان جهانست و چو آن / غالب آید پست گردد این جهان

هوشیاری زان جهانست و چو آنغالب آید پست گردد این جهان
✦ Diesen Beyt auf Deutsch rendern

M1:2074

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — aus seinen aufgezeichneten Masnawi-Vorlesungen

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: هوشیاری از آن جهان [غیب] می‌آید؛ و چون آن [هوشیاری] چیره شود، این جهان [مادی] پست و فروریخته می‌گردد. معنا: این بیت بیانگر آن است که آگاهی راستین و از جهان غیب، چنان نیرومند است که اگر بر این جهان مادی و ظاهری چیره شود، بنیادهای آن را دگرگون کرده و از بین می‌برد.

شرح

این بیت در زمرهٔ ژرف‌ترین نگاه‌های مولانا به حقیقت عالم است؛ نگاهی که من آن را «نگاه درجه دوم» می‌خوانم. مولانا در اینجا درصدد پند و اندرز اخلاقی به شیوهٔ «نگاه درجه اول» نیست که بگوید «هوشیار باشید» یا «غافل نباشید.» خیر. او از منظر خالق و ناظر مطلق، از فراز عالم و هستی سخن می‌گوید، گویی که خداوند به انسان و جهان می‌نگرد و مکانیزم هستی را توصیف می‌کند. در این نگاه، جهان چگونه اداره می‌شود، نه اینکه چگونه باید اداره شود.

من قبلاً گفته بودم که ستون این جهان بر غفلت استوار است. اگر پرده‌ها برکنار افتند و حقیقتِ زندگی آن‌چنان که هست، بر همگان آشکار شود، هیچ کس زندگی نخواهد کرد، یا حداقل این زندگی مادی که می‌شناسیم، برقرار نخواهد ماند. دقیقاً همین مضمون در بیت پیشین آمده است که: «پس ستون این جهان خود غفلت است / هوشیاری این جهان را آفت است.» اکنون در بیت مورد بحث، مولانا این فکر را با قدرت تمام پی می‌گیرد و می‌گوید که «هوشیاری زان جهان است و چو آن / غالب آید پست گردد این جهان.»

«آن جهان» در اینجا اشاره به عالم غیب، عالم معنی، و ساحتِ قدس الهی دارد. «این جهان» نیز همین دنیای محسوس و مادی ماست که در آن حرص، حسد، رقابت، و تمامی انگیزه‌های بشری جریان دارد. از منظر مولانا، اگر هوشیاریِ کامل و بصیرتِ مطلقِ «آن جهان» بر «این جهان» غلبه کند، یعنی اگر انسان‌ها به راستی و تمام و کمال از حقیقت وجود خود و عالم آگاه شوند، این جهان «پست می‌گردد.» این «پست شدن» به معنای نابودی نیست، بلکه به معنای فرو ریختن نظامات و مناسبات آن است. دیگر حرص و حسدی نمی‌ماند، رقابتی نخواهد بود، و بالطبع، بنیادهایی که تمدن مادی بر آن‌ها بنا شده، از هم خواهد پاشید. انسان‌ها دیگر دلیلی برای ادامهٔ فعالیت‌های دنیوی نخواهند یافت.

به همین دلیل است که مولانا در ابیات پسین، ادامه می‌دهد که: «زان جهان اندک ترشح می‌رسد / تا نغرت زین جهان حرص و حسد.» یعنی تنها اندکی از آن آگاهی و هوشیاری از عالم غیب به این جهان ترشح می‌کند تا حرص و حسد (و دیگر خصایص ضروری برای بقای این جهان) از بین نروند و ریشه‌کن نشوند. اگر ترشح بیشتر شود، یعنی: «چون ترشح بیشتر گردد ز غیب / نه هنر ماند در این عالم نه عیب.» نه فضیلتی می‌ماند نه رذیلتی، زیرا مبنای عمل اخلاقی و ارزیابی آن دگرگون خواهد شد. انسان‌ها، در غایت هوشیاری، به کلی از زندگی دنیوی دست خواهند کشید.

این نگاه شبیه به تفکیک میان علم اخلاق (که به انسان می‌گوید چه بکند و چه نکند) و فلسفهٔ اخلاق (که ماهیت و چیستی اخلاق را تبیین می‌کند). مولانا در اینجا یک «فلسفهٔ هستی» را بیان می‌کند که جهان را بر بنیاد غفلت و محدودیت آگاهی توصیف می‌کند تا نظام ظاهری آن پایدار بماند. این نه دستور است، بلکه وصفِ حال است؛ وصفِ یک واقعیتِ هستی‌شناسانه.

نکات کلیدی

  • جهان مادی ما بر بنیاد «غفلت» و آگاهی محدود استوار است.
  • «هوشیاری» و آگاهی مطلق از عالم غیب، اگر چیره شود، بنیاد این جهان را فرومی‌ریزد.
  • هدف مولانا در این بیت، توصیف مکانیسم هستی است (نگاه درجه دوم)، نه توصیهٔ اخلاقی (نگاه درجه اول).
  • تنها «ترشح» اندکی از هوشیاری الهی به این جهان می‌رسد تا انسان‌ها در مسیر زندگی دنیوی خود بمانند.
  • اگر هوشیاری کامل بود، حرص، حسد و رقابت‌های دنیوی از بین می‌رفت و جهان دیگر به شکل کنونی وجود نداشت.

Sources: d1-s35 · 00:57:58 d1-s35 · 00:60:11 d1-s35 · 00:63:00 d1-s35 · 00:65:20

به زبانِ تو — Deine Sprache · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.