Lesen Buch 1 Die Christen folgen dem Wesir Vers 377

M1:377 — صد هزاران دام و دانه‌ست ای خدا / ما چو مرغانِ حریص بی‌نوا

صد هزاران دام و دانه‌ست ای خداما چو مرغانِ حریص بی‌نوا
✦ Diesen Beyt auf Deutsch rendern

M1:377

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — aus seinen aufgezeichneten Masnawi-Vorlesungen

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: ای خدا، صدها هزار دام و دانه (فریب و وسوسه) وجود دارد؛ / ما همچون مرغان حریص و ناتوان (بی‌چاره) هستیم. معنا: این بیت اعترافی است به آسیب‌پذیری انسان در برابر دام‌ها و فریب‌های جهان، و اینکه طمع ذاتی او را همچون پرنده‌ای بی‌دفاع به سوی آن‌ها می‌کشاند و به دام می‌افکند.

شرح

این بیت، از دل داستان دجال یک‌چشم لعین و وزیر فریبکار، در قالب دعایی جانسوز و صمیمانه از زبان مولانا جاری می‌شود. می‌بینید که مولانا، که معمولاً با قوت روحی و خودآگاهی عرفانی‌اش سخن می‌گوید، در این لحظه دست به دعا برمی‌دارد و اظهار عجز می‌کند. این اظهار عجز، نشان‌دهندهٔ عمق درک او از احوالات متغیر انسان است؛ حتی آنهایی که از مرتبت روحانی بالایی برخوردارند نیز از خطرات و لغزش‌ها در امان نیستند.

مولانا اینجا به صراحت بیان می‌کند که جهان پیرامون ما پر از دام‌ها و دانه‌های وسوسه‌انگیز است. این دام‌ها فقط فریب‌های آشکار نیستند، بلکه می‌توانند در پوشش خیر و نیکی پدیدار شوند، همچون وزیر دغل‌کاری که خود را عیسوی خالص نشان داد. انسان، با طبیعت «حریص» و بی‌نوای خود، مانند پرنده‌ای که به طمع یک دانه بی‌ملاحظه به سوی آن می‌شتابد، مدام در معرض افتادن به این دام‌هاست. این حرص، نه فقط حرص مادی، که حرص جاه، حرص نام، و حتی حرصِ کسبِ منزلت‌های روحانی کاذب را نیز دربر می‌گیرد.

دعاهای مثنوی، چنان‌که پیش‌تر هم گفته‌ام، دعاهایی بی‌تکلف و برخاسته از مقتضای موقعیت‌اند. مولانا در این موقعیت ویژه، یعنی پس از مشاهدهٔ فریب‌کاری و به دام افتادن ساده‌دلان، به یاد آسیب‌پذیری خود و دیگران می‌افتد و فوراً با خداوند خود را در میان می‌گذارد. او از این دام به آن دام رفتن را تقدیر انسان می‌داند و به عجز اذعان می‌کند که حتی اگر از یک دام جهیم، دوباره به سوی دام دیگری رهسپار می‌شویم.

این اعتراف به آسیب‌پذیری، پیش‌زمینه‌ای است برای ابیات بعدی که داستان «موش انبار و گندم طاعات» را مطرح می‌کند. آنجا مولانا تشریح می‌کند که چگونه ما، در انبار وجود خود، گندم طاعات جمع می‌کنیم، اما موشی از درون یا بیرون، این گندم‌ها را می‌دزدد و ما را بی‌نوا می‌سازد. این «موش» در واقع همان طمع، خودفریبی، و ناآگاهی‌هایی است که زمینه را برای افتادن به دام‌های بیرونی فراهم می‌کند. بنابراین، بیت «صد هزاران دام و دانه است ای خدا» صرفاً به دام‌های بیرونی اشاره ندارد؛ بلکه تلویحاً به زمینهٔ درونی‌ای نیز می‌پردازد که انسان را مستعد افتادن در این دام‌ها می‌کند، یعنی همان طبع «حریص بی‌نوا»ی ما.

نکات کلیدی

  • جهان پر از دام‌ها و فریب‌های پنهان و آشکار است که انسان‌ها را تهدید می‌کند.
  • طمع و حرص ذاتی انسان (مرغان حریص بی‌نوا) او را به سوی دام‌ها می‌کشاند.
  • دعاهای مولانا صمیمی، بی‌تکلف و برخاسته از مقتضای لحظه و تجربهٔ زیسته است.
  • حتی پس از رهایی از یک دام، انسان به دلیل طبیعت خود در معرض افتادن به دام‌های جدید است.
  • این بیت اعترافی به عجز و طلب یاری از خداوند در برابر آسیب‌پذیری انسان است.
  • دام‌های بیرونی اغلب با ضعف‌ها و غفلت‌های درونی انسان (موش انبار) مرتبط‌اند.

Sources: d1-s30 · 00:20:00 d1-s30 · 00:23:57 d1-s30 · 00:25:47

به زبانِ تو — Deine Sprache · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.