Lesen Buch 1 Die Anhänger protestieren gegen die Abgeschiedenheit des Wesirs Vers 606

M1:606 — ما چو شطرنجیم اندر بُرد و مات / بُرد و مات ما ز توست ای خوش صفات

ما چو شطرنجیم اندر بُرد و ماتبُرد و مات ما ز توست ای خوش صفات
✦ Diesen Beyt auf Deutsch rendern

M1:606

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — aus seinen aufgezeichneten Masnawi-Vorlesungen

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: ما مانند مهره‌های شطرنجیم در بُرد و باخت (مات شدن)، و تمام پیروزی و شکست ما از توست، ای صاحب صفات نیکو و دلپسند. معنا: این بیت بیان می‌کند که انسان‌ها در بازی زندگی همچون مهره‌های شطرنج هستند که سرنوشت پیروزی و شکستشان به دست قدرت برتر و صفات نیکوی اوست.

شرح

من بی‌ترید معتقدم این بیت، یکی از اوج‌های تبیین مولوی از توحید افعالی و ماهیت وجودی انسان است. او در این بخش از مثنوی، که به حق می‌توان آن را شرح خود مولانا بر معنای «نی» بودن و «عدم» بودن انسان دانست، از سه تمثیل برای بیان یک حقیقت بنیادین بهره می‌گیرد: «ما چو ناییم و نوا در ما ز توست»، «ما چو کوهیم و صدا در ما ز توست»، و «ما چو شطرنجیم اندر بُرد و مات». آنچه در این بیت خاص «ما چو شطرنجیم» می‌بینیم، امتداد همان معنای توخالی بودن وجودی است که پیش‌تر در تمثیل نی به آن پرداختیم.

ما به اعتبار خودمان، «نه» هستیم، «عدم» هستیم؛ همچون مهره‌های شطرنج که نه اراده‌ای برای برد دارند و نه توانی برای مات شدن. تمام حرکت و سرنوشت آن‌ها از دست شاطر یا بازیکن می‌آید. این تصویر، انسان را موجودی معرفی می‌کند که هستی‌اش، توانایی‌اش، و حتی فراز و فرودهای زندگی‌اش، همگی، از سوی منبعی متعالی و فراتر از خودش افاضه می‌شود. «برد و مات ما ز توست ای خوش‌صفات»؛ یعنی تمام صفات زیبایی که در عالم هست و متصل به ذات حق‌تعالی است، مبنای این گرداندن و تدبیر است. ما موجوداتی ممکن‌الوجودیم که به خودی خود عدمیم و تنها به مدد وجود مطلق است که رنگ هستی می‌گیریم و در صحنهٔ عالم بازیگر می‌شویم.

مولانا با این بیان، توحید افعالی را چنان عمیق تشریح می‌کند که جایی برای فاعل مستقل دیدن خودمان باقی نمی‌گذارد. او در جای دیگری همین مفهوم را با تمثیل «شیر علم» توضیح می‌دهد: «ما همه شیران ولی شیر علم / حمله‌مان از باد باشد دم به دم». یعنی ما مانند شیرهایی هستیم که بر پرچم‌ها نقش بسته‌اند؛ ما ذاتاً حرکتی نداریم و اگر حمله‌ای از ما دیده می‌شود، از باد ناپیدایی است که بر پرچم می‌وزد. آن بادِ ناپیدا همان ذات حق است که هستی ما را به حرکت درمی‌آورد و برد و مات ما را رقم می‌زند. ما حمله نمی‌کنیم، بلکه «حمله‌مان از باد باشد دم به دم».

باید تأکید کنم که این بیان مولانا به هیچ وجه به معنای جبر مطلق نیست. او خود در ادامهٔ همین بحث به این نکته اشاره می‌کند: «این نه جبر، این معنی جباری است / ذکر جباری برای زاری است». این اعتراف به قدرت مطلقهٔ حق، به جای آنکه دست و پای ما را ببندد، ما را به درگاه او می‌کشاند تا به عجز خود پی ببریم و از این دریچه به دریای «جباریت» و عظمت او راه یابیم. این، توخالی بودن وجودی آدم را معرفی می‌کند و توضیح می‌دهد که ما همه‌مان نی‌ایم؛ مولانا هم برای خودش نی‌ای است و باقی هم از این حیث مثل نی می‌مانند، هیچ فرقی نمی‌کند. منتها بعضی نی‌ها محل الهام قرار می‌گیرند، بعضی‌ها قرار نمی‌گیرند. اما از حیث وجودشناسی همه‌شان در یک رتبه قرار دارند؛ یعنی توخالی‌اند، یعنی ممکن‌الوجودند، یعنی واجب‌الوجود نیستند، یعنی برای بودن و پا به صحنه وجود نهادن محتاج کسی و چیزی هستند که به آن‌ها هستی ببخشد.

نکات کلیدی

  • انسان در هستی فانی و توخالی است، و وجودش نیازمند دم و ارادهٔ الهی است.
  • تمام پیروزی‌ها و شکست‌های ما در زندگی از ارادهٔ خداوند سرچشمه می‌گیرد و به صفات او بازمی‌گردد.
  • این نگرش بیانگر توحید افعالی است، نه جبر مطلق؛ عظمت و جباریت حق را نشان می‌دهد و به عجز انسان اشاره دارد.
  • انسان‌ها همچون مهره‌های بی‌اراده در بازی شطرنج عالم‌اند که گردانندهٔ اصلی آن خداست.
  • فهم این بیت، راه را بر غرور و خودبینی می‌بندد و به تسلیم و سپاس‌گزاری در برابر قدرت مطلق می‌گشاید.

Sources: d1-s04 · 01:25:25 d1-s04 · 01:26:38 d1-s04 · 01:29:28

به زبانِ تو — Deine Sprache · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.